کتاب «چگونه سفرنویس شویم» تألیف مشترک دان جورج و جانین ابرلی با ترجمه سارا سادات مکیان، مجید حیدری و زهرا کوچکی مطلق از سوی انتشارات ایرانشناسی منتشر شد.

به گزارش مهر، این کتاب راهنما به علاقه‌مندان به سفرنامه‌نویسی کمک می‌کند داستان سفری منحصربه‌فرد بنویسند، همچنین به نویسندگان نشان می‌دهد که چگونه مطالب خود را در مجلات، روزنامه‌ها و کتاب کاغذی و حتی آنلاین به چاپ برسانند.

«پس می‌خواهید نویسنده سفر باشید»، «دوره آموزشی کوتاه سفرنامه‌نویسی»، «رسیدن به مرحله چاپ»، «نوشتن بلاگ سفر»، «زندگی در مسیر سفر» و «تبدیل به عکاس سفر شویم» عناوین ۶ فصل این کتاب را تشکیل می‌دهند.

این کتاب یکی از بهترین منابع در زمینه آموزش نویسندگی برای سفر است، از نویسندگی سفر برای مجلات و روزنامه‌ها گرفته تا بلاگ‌نویسی. این کتاب که به قلم دو نویسنده  موفق سفر نوشته شده، در سال ۲۰۱۷ میلادی از سوی lonely planet  به چاپ رسیده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «اگرچه نوشتن درباره سفر می‌تواند یکی از حرفه‌های بسیار جذاب بر روی کره زمین باشد، اما هرکسی برای این کار ساخته نشده است. در حقیقت تلاش برای زندگی کردن به‌عنوان کسی که نویسنده سفر است، می‌تواند هزینه‌بردار و ترسناک باشد و به روحیه‌ای خاص نیاز دارد و فرد باید محدودیت‌هایی خاص برای زندگی خود تعریف کند.»

نویسندگان در جای دیگری از کتاب درباره سختی‌های سفرنویسی چنین می‌نویسند: «سفر آسان نیست، به‌ویژه زمانی که در یک مأموریت هستید تا اطلاعات و تجربیاتی را به دست بیاورید که بتوانید با آن یک داستان خوب بنویسید. مهم نیست چقدر خسته هستید. باید شرایط را درک کرده، بر تفاوت‌های فرهنگی غلبه کنید و از موانع زبانی عبور کنید و به آرامی غذاهایی را که معده شما را به هم می‌ریزد ببلعید. شما باید شهامت آن را پیدا کنید با مردمی که هرگز قبلاً ملاقات نکرده‌اید صحبت کنید و یاد بگیرید به مهربانی غربیه‌ها اعتماد کنید.»

شناخت روندهای سفر، فن‌های مصاحبه و یادداشت‌برداری، بازنویسی و خودویراستاری، نویسندگی برای مجله، سفرهای مطبوعاتی و تسهیلات رایگان، نگارش کتاب، ایجاد وبلاگ و وبلاگ‌نویسی، واقعیت‌هایی درباره سفرنامه‌نویسی، درآمدزایی به‌عنوان یک سفرنامه‌نویس و ... اطلاعاتی است که با خواندن این کتاب به دست می‌آورید.

کتاب «چگونه سفرنویس شویم» تألیف مشترک دان جورج و جانین ابرلی با ترجمه سارا سادات مکیان، مجید حیدری و زهرا کوچکی مطلق از سوی انتشارات ایرانشناسی در ۲۷۲ صفحه با شمارگان یک‌هزار نسخه و بهای ۴۵ هزار تومان روانه بازار کتاب ایران شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...