مراسم پایانی جایزه ادبی چوک همراه با جشن هجدهمین سال فعالیت خانه داستان چوک برگزار شد.

برگزیدگان جایزه ادبی چوک معرفی شدند قباد آذرآئین

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این مراسم پنجشنبه ۲۷ مهرماه با حضور قباد آذرآیین، داستان‌نویس و جواد کراچی، کارگردان برگزار شد.

سوری رحیمی دبیر جایزه ادبی چوک درباره این اختتامیه گفت: «داوران تمام تلاش خود را کردند تا دقیق‌ترین تصمیم را برای انتخاب برگزیدگان بگیرند.»

مهدی رضایی، ناظر این جایزه ادبی هم در سخنانی گفت: «سال‌ها همه درخواست می‌کردند که مراسم یک جایزه ادبی را فراهم بیاوریم و من خودداری می‌کردم؛ چون دلیلی نمی‌دیدم در انبوه جوایزی که شکل می‌گیرند و زود هم از گردونه خارج می‌شوند، ما هم حضور داشته باشیم. دنبال این بودم که جایزه و رقابت متفاوتی برگزار کنیم و وقتی به روند دیگر جوایز نگاه کردم، متوجه شدم جای بسیاری از فرهیختگان در دیگر حوزه‌های نویسندگی خالی است؛ پس تصمیم گرفتیم که این جایزه مختص تمامی فرهیختگان در حوزه‌های مختلف باشد؛ مثل جستارنویسی، تجربه‌نگاری، ناداستان، نقد ادبی، نقد فیلم، ترجمه و... . درضمن نگرش دیگری هم به زحمات نویسندگان داشتیم که از فعال‌ترین هر بخش هم تقدیر کنیم. البته یادآور می‌شوم که داوری‌ها درباره آثار سال ۱۴۰۱ بودند.»

در ادامه برگزیدگان به این شرح معرفی شدند:

عاطفه فرخی‌فرد / شایسته تقدیر بهترین داستان کوتاه
غزال شاه‌پناه / برگزیده بهترین منتقد گروه نقد داستان مجازی
ژینوس هنرجویی / برگزیده بخش بهترین مترجم سال
سهند درویشی / برگزیده بخش فعال‌ترین مترجم سال
اسماعیل پورکاظم / برگزیده بخش بهترین منتقد جلسات کارگاه نقد هفتگی
پژمان آریا / برگزیده بهترین مقاله ادبی
شهناز عرش اکمل / برگزیده فعال‌ترین مقاله‌نویس

آزاده جمشیدپور / برگزیده بهترین منتقد فیلم ماهنامه چوک
صحرا کلانتری / برگزیده فعال‌ترین منتقد فیلم ماهنامه چوک
فرنوش رضایی / برگزیده بخش فعال‌ترین منتقد ماهنامه ادبیات داستانی چوک
زهرا فرازاندام / برگزیده بخش بهترین منتقد ماهنامه ادبیات داستانی چوک

علی خوشه‌چین / برگزیده بخش بهترین ناداستان
فروغ صابرمقدم برای کتاب «خوشمزه‌ترین سیب سرخ کرم‌زده دنیا»

علی فخاری / برگزیده بخش بهترین راوی داستان صوتی
سیما میرهادی‌زاده / برگزیده بخش فعال‌ترین راوی داستان صوتی

سارا طهماسبی برای رمان «رویسا» / بهترین رمان
علی‌اصغر محمدزاده برای کتاب «فقط چند مترآن‌طرف‌تر» / بهترین مجموعه داستان
بهمن عباس‌زاده برای کتاب «هنر درک عمیق آگاهی» / بهترین جستارنویسی
نسرین عطیفی آذر / بهترین تجربه‌نگاری

برگزیدگان جایزه ادبی چوک معرفی شدند سوری رحیمی

همچنین طبق روال سال‌های گذشته در بخش خارج از جایزه، از اعضای مؤسسه در بخش‌های مختلف تقدیر شد:

آسیه صابرمقدم برای سه دهه فعالیت در زمینه ترجمه از زبان ژاپنی
تقدیر از بهترین مدرس مؤسسه خانه داستان چوک: سوری رحیمی، مدرس ویراستاری و سرویراستار انتشارات چوک
تقدیر از سه نوجوان فعال در حوزه فرهنگ و هنر: سونیا شاه‌بوداغیان، آرمان رضایی و باران قره‌گزلو
تقدیر از طراح جلد انتشارات چوک: سپیده عابدی
تقدیر از عوامل برگزاری این همایش: نیلوفر رحیمی نوازنده سنتور؛ زهرا نوایی عکاس و فیلمبردار؛ عرفان نوایی عکاس و فیلمبردار

سوری رحیمی در انتهای مراسم اعلام کرد که بخش بیستم این جایزه ادبی که به تقدیر از یک پیشکسوت ادبیات داستانی اختصاص دارد، در روز جهانی داستان که در بهمن‌ماه برگزار می‌شود، اعلام خواهد شد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...