در مراسم بزرگداشت مهدی اخوان ثالث درباره ویژگی‌های شعری این شاعر، این‌که او ایران‌گرا بوده و وطن در شعرهایش معنا داشته سخن گفته شد. همچنین از اعتبار بخشیدن اخوان ثالث به شعرهای نیما سخن به میان آمد و این‌که او یکی از شاعرانی است که شعرهایش در حافظه می‌ماند و می‌تواند به یکی از شاعران کلاسیک ایران تبدیل شود.

به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، همایش بزرگداشت مهدی اخوان ثالث  به همت انجمن فرهنگی افراز و خانه هنرمندان ایران با همکاری نشر زمستان در سالن استاد جلیل شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.

در ابتدای همایش حمیدرضا افشاری، دبیر انجمن افراز به معرفی این انجمن و فعالیت‌های آن که به هدف تقویت هویت ایرانی و پاسداشت فرهنگ ملی انجام می‌شود پرداخت و از پذیرفته شدن این انجمن به عنوان مقام مشورتی سازمان‌ ملل خبر داد.

در ادامه محمد بقایی ماکان، پژوهشگر در سخنانی گفت: اخوان ثالث شعر نیمایی را به اوج رساند. اشعار او حاوی احساس و اندیشه‌ای است که از دل برمی‌آید و بر دل می‌نشیند.

بقایی با بیان این‌که اخوان به نیما اعتبار بخشید، افزود: اخوان معتقد بود وزن برای شعر مانند هارمونی است برای موسیقی. نیما و اخوان هر دو زندگی را ستایش می‌کنند. گاهی اشعار اخوان به نیما نزدیک می‌شود و گاهی اشعارش به سبک خراسانی تعلق می‌گیرد. اخوان زبان فاخری دارد و به واقعیت‌های زندگی و جامعه نظر دارد. بسیاری از سروده‌هایش در زمان خودش ورد زبان‌ها بوده است.

اخوان ایران‌گرا بود

او با اشاره به این‌که اخوان ثالث بیشتر ایران‌گرا بود تا جهان‌گرا بیان کرد: انسان مورد نظر اخوان ثالث ایرانی است. جهان‌بینی او در واقع ایرانی بود. از سویی دیگر اخوان ثالث منتقد جریان حاکم بود. هر زمان که مجالی می‌یافت به تمجید مصدق می‌پرداخت.

بقایی  سپس با بیان این‌که سروده‌های اخوان ثالث بیانگر جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کند، اظهار کرد: مسائل زمان او ممکن است در هر دوره‌ای مطرح باشد؛ هوا ممکن است همیشه بس ناجوانمردانه سرد باشد.

او همچنین با اشاره به این‌که اخوان ستایشگر عشق بود و عشق را زندگی می‌کرد، گفت: اخوان اشعار عاشقانه حافظ را می‌ستود و همواره می‌گفت ما عکس‌برگردان حافظ هستیم. او همواره احساس ملاطفت‌آمیز به زندگی و نگرشی مهرانگیز و امیدوارانه داشت.

بقایی در ادامه بیان کرد: اخوان ثالث اشعار متوسط هم دارد اما حتی اشعار متوسط او نیز از اشعار بسیاری از شاعران هم‌عصر او بسیار بهتراست. در برخی از شعرهایش اطناب نیز دارد. دلیل این امر آن است که نکته‌های بسیاری می‌داند و سخنوری ماهر است. این امر در ایلیاد هومر و لیلی و مجنون نظامی نیز مشاهده می‌شود.

وطن‌دوستی تنها متعلق به شعر اخوان ثالث نبوده است

علی‌اصغر دادبه، استاد دانشگاه و پژوهشگر نیز در این مراسم اظهار کرد: از دو زاویه می‌توان یک موضوع را بررسی کرد؛ یک نگاه بیرونی و یک نگاه درونی. آقای دکتر بقایی از درون به موضوع نگاه کرد و من از بیرون آن را بررسی می‌کنم. یکی از ستون‌های هنر و شعر شرایط سیاسی است. در دوران حکومت آغا محمدخان قاجار ادبیات ویژه‌ای پدیدار شد.

او افزود: فتحعلی شاه قاجار نیز در دربار خود انجمن ادبی داشت. چنان‌چه اروپا کلاسیسیسم را تجدید می‌کند در ایران نیز مکتب بازگشت شکل می‌گیرد. در آن دوران ادیبان بزرگی پدیدار می‌شوند. ادیبان بزرگ عصر ما نیز محصول بازگشت به همان ادبیات و مطالعه آن هستند؛ اخوان ثالث، بهار و نیما و دیگر شاعران محصول بازگشت به همان دوران هستند.

دادبه با بیان این‌که پس از انقلاب مشروطه شاخه‌های جدیدی در ادبیات ایجاد شد اظهار کرد: این جمله معروف اخوان ثالث که می‌گوید من خراسان را به یوش پیوند زدم نیز به همین شاخه‌ها و بازگشت به دوران ادبیات کلاسیک و مطالعه و بهره‌مندی از سبک‌های قدیمی شعر ایرانی اشاره دارد.

این استاد دانشگاه در ادامه بیان کرد: ما اعتدال نداریم؛ عدم اعتدال متعلق به ایدئولوژی است. اعتدال از خرد فلسفی می‌آید. خرد فلسفی در ایران در بند شد و همچنان در بند مانده است. لازم است که به فرزندانمان فلسفه عقلانی و مشایی آموزش دهیم. همچنان که می‌بایست آن‌ها را به خواندن گلستان و بوستان سعدی ملزم کنیم. سعدی شاعری بود که مانند انسان قرن بیستم می‌اندیشید. همچنان که مولانا گفته است انسان دشمن چیزی است که نمی‌داند و دوست هرآن‌چه می‌داند.

او با اشاره به اینکه وطن‌دوستی تنها متعلق به اشعار اخوان ثالث نبوده است، اظهار کرد: وطن همیشه معنی داشته است. شعر انقلابی و میهن‌دوستانه پس از انقلاب مشروطه مطرح شد اما اشعار فردوسی و سعدی نیز میهن‌دوستانه هستند.

شعرهایی که در حافظه ماندگار شده‌اند

در ادامه مراسم، بهرام پروین گنابادی، استاد ادبیات و پژوهشگر درباره تحقیق شعر ماندگار، اظهار کرد: از اواخر دهه ۶۰ تاکنون تحقیقی را انجام داده‌ایم و بر مبنای پارامترهایی، سوال‌هایی مطرح کرده‌ایم، مانند این‌که از اشعار معاصر کدام شعر را به خاطر دارید؟ دلیل این امر نیز آن است که یکی از پارامترهای شعرای خوب آن است که شعرهای‌شان در حافظه مردم مانده باشد.

او افزود: این تحقیق که تاکنون طول کشیده و نسل‌های مختلف در دهه‌های مختلف در آن شرکت کرده‌اند با عنوان «خانه داماد» منتشر شده است. اخوان ثالث در زمره سه شاعر برتر در این تحقیق به شمار می‌رود. یکی از ویژگی‌های شعر او نبوغ زبانی‌اش است.

پروین گنابادی در ادامه با اشاره به اشعار سعدی و فردوسی، بیان کرد: زبان فارسی به اندازه فردوسی به سعدی نیز مدیون است. او توانمندی‌های بالقوه زبان فارسی را کشف کرد. اخوان ثالث  نیز هم به اشعار فردوسی و هم سعدی تسلط داشته است.

اخوان می‌تواند شاعر کلاسیک ایران شود

او گفت: تسلط اخوان ثالث بر زبان موجب شده که در آینده بتواند به عنوان یکی از شعرای کلاسیک ایران ماندگار شود. او این امر را مدیون نبوغ و مطالعه است.

پروین گنابادی با اشاره به این‌که اخوان ثالث در شعرهای خود از ضرب‌المثل‌های بسیاری استفاده می‌کرد، بیان کرد: دهخدا تنها فرد معاصر در ایران است که شایستگی لقب علامه را دارد. خدمتی که او به ادبیات فارسی کرد همسنگ شاهنامه است. لغت‌نامه دهخدا و امثال و حکم او از خدمات ارزشمند این ادیب نابغه است.

او افزود: «امثال و حکم» حاصل خرد جمعی یک ملت در طول تاریخ است. ضرب المثل‌ها بارها تجربه شده‌اند، وزن و ریتم دارند و در طول تاریخ دوام آورده و نسل به نسل منتقل شده‌اند. به همین دلیل اخوان ثالث از ضرب‌المثل‌های بسیاری در اشعار خود استفاده می‌کند. ضرب‌المثل‌ها بسیار چکیده هستند و در اثر گذشت زمان صیقل خورده‌اند، در نتیجه بهترین شکل زبانی هستند.

پروین گنابادی تاکید کرد: اخوان ثالث در یکی از اشعارش از ۱۵ ضرب‌المثل استفاده کرد. اشعار او نیز به اندازه‌ای محبوب بوده و در یادها مانده‌اند که به ضرب‌المثل تبدیل شده‌اند.

از برنامه‌های دیگر نشست «یادی از اخوان ثالث»، اخوان‌خوانی بود. در این بخش، چیستا سلامتی شعر «تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم» اخوان ثالث را خواند. فرنگیس توسی، فرزانه زمانی، نسرین ارمگان و زینب دریس نیز شعرهای دیگری از این شاعر را خواندند.

 همچنین دراین مراسم فیلم کوتاهی درباره زندگی و شعر اخوان ثالث بخش شد.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...