همزمان با پنجم دی‌ماه، سالروز ۸۴ سالگی استاد عزت‌الله فولادوند، مدیرعامل خانه کتاب به همراه تعدادی از خبرنگاران به دیدار مترجم پیشکسوت کشور رفتند. آنچه می‌بینید گوشه‌هایی ست از این دیدار:

جشن تولد استاد فولادوند | ایسنا | 5 دی 1398 ش.
...

عزت‌الله فولادوند به سال ۱۳۱۴ در اصفهان به دنیا آمد. پدربزرگش از سران مشروطه‌خواه بختیاری بود و پدرش استاندار و نماینده دوره هفدهم مجلس شورای ملی. خود او هم چند سال در سمت‌های مختلفی در شرکت ملی نفت ایران و وزارت امور اقتصادی و دارایی مشغول به کار بود.
فولادوند در سال ۱۳۵۰ به خاطر ترجمه کتاب «گریز از آزادی» نوشته اریش فروم جایزه ترجمه ممتاز در رشته علوم اجتماعی را از یونسکو گرفت. ترجمه او از کتاب‌های «فلسفه کانت» و «آگاهی و جامعه» و «برج‌فرازان» نیز در سه دوره مختلف جایزه کتاب سال برگزیده شده‌اند.

ترجمه کتاب‌های «آزادی و خیانت به آزادی» اثر آیزایا برلین، «گریز از آزادی» نوشته اریش فروم، «جامعه باز و دشمنان آن» اثر کارل ریموند پوپر، «خشونت و انقلاب» از هانا آرنت، «فلسفه کانت» نوشته اشتفان کورنر، «نیچه و مسیحیت» اثر کارل یاسپرس، «آزادی و قدرت و قانون» نوشته فرانتس نویمان، «فلاسفه بزرگ» اثر براین مگی، «آیا انسان پیروز خواهد شد؟» نوشته‌ اریک فروم، «افلاطون» نوشته جان جی. کینی، «جورج لوکاچ» نوشته امری جورج، «فریدریش دورنمارت» نوشته جورج ولوارث، «آگاهی و جامعه» استیوارت هیوز، «برج‌فرازان» (درباره تاریخ اروپا) نوشته باربارا تاکمن و «در سنگر آزادی» نوشته فریدریش فون‌هایک از جمله آثار منتشرشده این مترجم پیشکسوت‌ هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...