نخستین جشنواره دانشجویی کتاب سه دقیقه‌ای «سه‌تاک» تیرماه امسال به همت سازمان انتشارات جهاددانشگاهی آغاز به کار می‌کند.


2میلیون تومان برای سه دقیقه‌ از یک کتاب

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایکنا، حامد علی‌اکبرزاده، سرپرست سازمان انتشارات جهاددانشگاهی گفت: این جشنواره شامل دو بخش و بخش اصلی جشنواره بر ترویج کتابخوانی در میان دانشجویان متمرکز است تا بتوانند با استفاده از ظرفیت‌های فضای مجازی، تجربیات کتابخوانی خود را به اشتراک بگذارند. در واقع دانشجویان بهترین کتاب‌هایی را که خوانده‌اند در بخش «سه دقیقه با کتاب» به صورت ویدئوی سه‌دقیقه‌ای معرفی می‌کنند.

وی افزود: علاقه‌مندان می‌توانند این ویدئو را در صفحه اینستاگرام خود بارگذاری و به آدرس isba.ir دایرکت کنند. بیشترین لایک و نظر هیئت داوران ملاک انتخاب بهترین ویدئوها خواهد بود. برگزیدگان این بخش براساس چهار معیار خلاقیت در نحوه ارائه، محتوا، بازخورد‌های مخاطبان و نظر هیئت داوران انتخاب می‌شوند و جوایز هفتگی و فصلی ارزشمندی به آن‌ها اعطا خواهد شد.

وی در ادامه بیان کرد: بخش ویژه این جشنواره، که تیرماه ۹۹ برگزار می‌شود، به گلستان سعدی اختصاص یافته است. در این بخش دانشجویان می‌توانند با مطالعه حکایت‌های گلستان سعدی روزانه در مسابقه «سه دقیقه با سعدی» شرکت کنند و روزانه و ماهانه از جوایز آن بهره‌مند شوند. در این بخش بر روی ادبیات فارسی تمرکز داریم و در ماه‌های آتی کتاب‌های دیگر از بزرگان زبان و ادبیات فارسی از جمله بوستان سعدی را مورد توجه قرار خواهیم داد.

علی‌اکبرزاده گفت: جشنواره کتاب سه دقیقه‌ای «سه‌تاک» از پانزدهم تیرماه با حمایت معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی، سازمان قرآنی دانشگاهیان، سازمان دانشجویان جهاددانشگاهی و بنیاد سعدی برگزار می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...