برگزیدگان نخستین دوره جایزه شعر ساعد باقری معرفی شدند.

نخستین دوره جایزه شعر ساعد باقری

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایرنا، مراسم اختتامیه نخستین دوره جایزه شعر ساعد باقری شامگاه چهارشنبه، ۱۲ شهریورماه در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.

این رویداد با هدف پاسداشت شعر معاصر فارسی و بزرگداشت ساعد باقری، شاعر و پژوهشگر نام‌آشنای ادبیات برگزار شد.

در آغاز برنامه، عبدالمهدی نوری، دبیر جایزه شعر ساعد باقری، گزارشی از روند برگزاری نخستین دوره این جایزه ارائه داد. او با اشاره به آمار و ارقام مربوط به آثار رسیده، تعداد شرکت‌کنندگان و مراحل داوری، به تشریح برنامه‌های کانون مستقل آیینه پرداخت و تاکید کرد که این جایزه تنها با حمایت بخش خصوصی برگزار شده و کاملاً مستقل است.

سپس نامزدهای نهایی جایزه شعر ساعد باقری در بخش‌های مختلف برنامه به شعرخوانی پرداختند.

ساعد باقری در سخنانی به جایگاه شعر در فرهنگ و هویت ایرانی پرداخت و ضمن قدردانی از شاعران و برگزارکنندگان، بر ضرورت توجه به شعر معاصر به‌عنوان بخشی جدی از فرهنگ ملی تأکید کرد.

بخش دیگری از مراسم به خواندن بیانیه هیأت داوران اختصاص داشت که توسط کبری موسوی قهفرخی، شاعر و عضو هیأت داوران، خوانده شد. در این بیانیه ضمن تشریح معیارهای داوری، به اهمیت کشف و حمایت از استعدادهای جوان در شعر معاصر اشاره شده بود.

پس از خواندن بیانیه، رونمایی از کتاب جایزه شعر ساعد باقری انجام شد. این کتاب که شامل آثار برگزیده نخستین دوره جایزه است، با حضور احمد مسجدجامعی و امیرعلی سلیمانی، مدیر انتشارات «نزدیک‌تر»، رونمایی شد.

در بخش پایانی برنامه، برگزیدگان نخستین دوره جایزه شعر ساعد باقری به شرح زیر معرفی شدند:

روح‌الله سرطاوی از استان فارس به عنوان برنده جایزه اصلی انتخاب و تقدیر شد.
علی فرزانه موحد از قم به عنوان شاعر شایسته تقدیر معرفی شد.

در نخستین دوره این جایزه، ۱۵۳۷ اثر متعلق به ۵۵۴ شاعر از ۲۹ استان کشور و ۶ اثر از خارج از کشور به دبیرخانه جایزه رسید که (به ترتیب حروف الفبا:) نجمه باقی‌پور، داوود جمالی، روح‌الله سرطاوی، محمد عسگری‌ساج، علی فرزانه‌موحد، سعید مبشر، سارا متقی، هفت شاعر راه یافته به مرحله نهایی جایزه ساعد باقری بودند. کانون ادبی مستقل آیینه با همکاری نشر نزدیک‌تر و خانه هنرمندان ایران این مراسم را برگزار می‌کنند.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...