دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد در حالی داوری مرحله اول خود را آغاز کرده است که فاقد دبیر است.

به گزارش فارس، دبیرخانه دومین دوره جایزه جلال آل‌احمد از ابتدای شهریور ماه بعد از جمع‌آوری آثار، داوری مرحله اول را آغاز کرده است که احتمالا تا پایان شهریور یا اواسط مهرماه پایان می‌یابد. پس از پایان داوری مرحله نخست، داروی مرحله دوم آغاز می‌شود و در نهایت برگزیدگان بخش‌های مختلف طی مراسمی که روز دوم آذرماه هم‌زمان با تولد جلال آل‌احمد در تالار وحدت برگزار می‌شود، جوایز خود را دریافت می‌کنند.

دبیرخانه دومین جایزه جلال آل‌احمد در حال حاضر از ارائه هر اطلاعات دیگری مثل تعداد آثار رسیده به دبیرخانه خودداری می‌کند و دبیر این جایزه را محمدعلی رمضانی فرانی معرفی می‌کند. اما محمدعلی رمضانی فرانی ن می‌گوید که از سمت‌هایش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استعفا داده و به دانشگاه برگشته است. او تأکید می‌کند که دبیر جایزه جلال آل‌احمد و کتاب فصل نیست. رمضانی در پاسخ به این سؤال که دبیر این جوایز چه کسی است، می‌گوید: من مسئولش نیستم؛ از خود آقایان سؤال کنید.

نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد سال گذشته در حالی برگزار شد که به دلیل سخت‌گیری در بررسی آثار، هیچ نویسنده‌ ایرانی جایزه 110 سکه‌ای را دریافت نکرد و تنها از 5 نفر قدردانی شد. نخستین دوره جایزه ادبی جلال آل‌احمد در بخش‌های پنج‌گانه داستان بلند، داستان کوتاه، نقد ادبی، تاریخ‌نگاری و مستندنگاری برگزار شده بود.
اهمیت این جایزه زمانی بالا می‌رود که سال گذشته در نشست خبری جایزه کتاب سال، محمد علی رمضانی فرانی اعلام کرد با توجه به راه‌اندازی جایزه جلال، کتاب سال دیگر برگزیده داستانی ندارد.

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...