نتایج پنجاه‌و‌پنجمین دوره جوایز سالانه‌ «نبیولا» [nebula award] مخصوص بهترین آثار علمی‌تخیلی و فانتزی اعلام شد.

ترانه‌ای برای روزی جدید [A Song for a New Day] اثر سارا پینکستر [Sarah Pinsker]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «ترانه‌ای برای روزی جدید» [A Song for a New Day] اثر سارا پینکستر [Sarah Pinsker] به عنوان برترین رمان و کتاب «چطور می‌توان جنگ زمان را باخت» اثر آمل المهتار و مکس گلداستون به عنوان برترین رمان کوتاه سال انتخاب شد.

لیست کامل آثار نامزدهای نهایی و آثار برگزیده در رده‌های رمان، رمان کوتاه و داستان کوتاه به این شرح است:

بهترین رمان
«ترانه‌ای برای روزی جدید» اثر سارا پینکستر
«انتقال کین» اثر چارلز ای.گانون
«ده هزار درب ژانویه» اثر آلیس ای.هارو
«خاطره‌ای به نام امپراتوری» اثر آرکادی مارتین
«خدایان یشم سبز و تاریکی» اثر سیلویا مورنو گارسیا
«گیدئون نهم» اثر تامسین معیر

بهترین رمان کوتاه
«چطور می‌توان جنگ زمان را باخت» اثر آمل المهتار و مکس گلداستون
«اضطراب، سرگیجه‌ی آزادی است» اثر تد چیانگ
«تعقیب واگن تراموای 015» اثر دکستر گابریل
«سیلتای او، در آب غرق شده» اثر ویلار کافتان
«عمیق» اثر ریورس سلیمان، دیوید دیگز، ویلیام هوتسون و جاناتان اسنیپس
«لالائی گربه ماهی» اثر ای.سی.وایز

بهترین داستان کوتاه
«عشق مرا به خانواده برسان» اثر ای.تی. گرینبلات
«مردگان، تحت سیطره‌ غیرقابل مهارشان» اثر کارن آزبورن
«و اکنون اعلیحضرت می خندد» توسط شیو رامداس
«ده گزیده کتاب شناسی مفصل در مورد زنان آدمخوار جزیره راتنابار» اثر نیبدیتا سین
«فهرست طوفان‌ها» اثر فران وایلد
«چگونه می‌توان کلک سوار کرد» ای.سی وایز

................ هر روز با کتاب ...............

در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...