کتاب «مزدور» [The Hessian‬] نوشته هاوارد فاست [Howard Fast] که بعد از ۳۶ سال با ترجمه مهدی غبرائی توسط نشر خزه به بازار کتاب ارائه شده است، به همت قناری و با صدای عبدالله روا به صورت شنیداری منتشر شد.

مزدور» [The Hessian‬] نوشته هاوارد فاست [Howard Fast

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب صوتی «مزدور» نوشته هاوارد فاست، تجربه جدید عبدالله روا در گویندگی کتاب شنیداری است که در نخستین روزهای سال 1400 توسط قناری به بازار عرضه شده است.

کتاب «مزدور» ماجرای مزدوران آلمانی است که انگلیسی‌ها آن‌ها را برای مقاصد خود اجیر کرده‌اند. آنها یک‌روستایی نیمه دیوانه را در جنگ‌های داخلی آمریکا دار می‌زنند و همین موضوع، باعث آتش خشم و انتقام آمریکایی‌ها می‌شود. دقیقا در میان این درگیری و خون، عشق به میدان می‌آید.

هاوارد فاست نویسنده این کتاب یکی از پرکارترین نویسندگان آمریکایی در قرن بیستم بود که در زمان حیات، بیش از هشتاد داستان، شعر و فیلمنامه نوشت. رمان «مزدور»، موفق شد برنده جایزه انجمن کتابخانه‌های آمریکا شود. علاوه بر این، وی جایزه بین‌المللی صلح 1954 را نیز از آن خود کرد.

کتاب مزدور؛ بعد از انتشار در سال 1363، تجدید چاپ نشده بود و نشر خزه آن را بعد از سه دهه با ویرایش جدید و با ترجمه مهدی غبرایی منتشر کرده است. این کتاب، جدیدترین تجربه عبدالله روا مجری، شاعر و گوینده در حوزه گویندگی کتاب صوتی است. روا در این کتاب، با لحنی آرام و شنیدنی، ماجرای هیجان‌انگیز کتاب را روایت کرده است.

‌کتاب صوتی «مزدور» با قیمت 20 هزار تومان و مدت‌زمان 6 ساعت و 39 دقیقه در استودیو نشر صوتی قناری تبدیل به اثری شنیداری شده و نسخه قابل دانلود آن در بسترهای اینترنتی فیدیبو، طاقچه، کتابراه و نوار قابل دسترسی و تهیه است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...