داستان «گلوی آهنی» اثر میخاییل بولگاکف این هفته در «هزارتوی داستان» رادیو نمایش روایت می‌شود.

میخاییل بولگاکف

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  آنا، داستان «گلوی آهنی» که جمعه این هفته در قالب نمایش رادیویی از رادیو نمایش پخش می‌شود، به بخشی از خاطرات یک پزشک می‌پردازد و به ما کمک می‌کند تا کمی از اضطراب و دلهره یک پزشک را برای درمان بیمارش درک کنیم.

میخاییل بولگاکف نویسنده این داستان، پزشکی بود که بعد از تجربیات فراوان و موفق در عرصه پزشکی، به نوشتن روی آورد و در آثارش نظریه‌های عمیق فلسفی‌اشرا با خیال پردازی و هجو گزنده‌اش در هم آمیخت.

نویسنده‌ای که همچون رمان‌های مشهورش، محصور در رمز و رازها بود. مردی که آثارش در زمان حیاتش در اتحاد جماهیر شوروی توقیف می‌شدند و حالا در سطح جهانی به شکل گسترده‌ای خوانده می‌شوند و به خاطر مفاهیم بی سابقه موجود در آن‌ها ستایش می‌شوند.

بهناز بستاندوست داستان «گلوی آهنی» را روایت کرده و با کیهان بهمنی به تحلیل و بررسی این داستان می‌پردازد. زندگینامه بولگاکف را با صدای رضا عمرانی خواهید شنید و ژاله محمدعلی تهیه کنندگی آن را بر عهده دارد.

این برنامه «هزارتوی داستان» با احترام به جامعهٔ پزشکان، پرستاران و کادر درمان کشورمان که در این روزهای سخت از جان مایه گذاشتند، تقدیم می‌شود.

«هزار توی داستان» جمعه‌ها، ساعت ۲۱ از آنتن رادیو نمایش پخش می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد... زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است... آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ ...
نویسنده سعی دارد به این پرسش اساسی پاسخ دهد که آیا مشروعیت و ساختار حاکمیت در اسلام می‌تواند بر پایه‌ی عقد «وکالت» (نمایندگی از طرف مردم و شهروندان) استوار باشد یا لزوماً باید در قالب «ولایت» تعریف شود؟... در اسلام، هیچ‌کس بر دیگری حق حکومتِ تحمیلی ندارد؛ بلکه این حقِ خودِ انسان‌هاست که برای اداره‌ی زندگی اجتماعی‌شان، نماینده و وکیل انتخاب کنند. بنابراین، مشروعیتِ اعمال قدرت در دولت، از تنفیذ و توکیل آحاد شهروندان نشأت می‌گیرد ...
پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...