«فرود» خاطرات خودنوشت ابوطالب ملاجعفری با تنظیم و تدوین محمداسماعیل حاجی‌علیان ازسوی دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان سمنان منتشر شد.

به گزارش ایبنا، ابوطالب ملاجعفری در فعالیت‌های فرهنگی و هنری از جمله هنرهای نمایشی و داستان نویسی در دوران زندگی خود فعالیت داشت و این کتاب در دو بخش خاطرات و داستان‌های کوتاه منتشرنشده از وی به چاپ رسیده است.

در مقدمه این کتاب آمده است: «مرز بین خاطره و داستان در نوشته‌های فرود خیلی لغزان و در هم است. خاطرات گاهی خیلی داستانی روایت می‌شوند و داستان‌ها گاهی خاطره‌محور روایت می‌شوند این ویژگی روایت فرود است؛ خاطره - داستان و داستان - خاطره ترکیب اصلی روایت این کتاب است فرود زبان روایی گرم و صمیمی و بی‌واسطه‌ای دارد ریتم در نوشته‌هایش کمی کُند است؛ البته در آن زمانه این کندی به‌علت رواج گسترده ادبیات روسی، عرف بوده است. مخاطب امروزی اگر کمی به فرود مجال بدهد، سحر کلام و روایت فرود، او را همراه می‌کند و لذت خواهد برد.»

در بخش دیگری از مقدمه این کتاب و در نقل قول از «فرود» می‌خوانیم: «من هیچ‌گاه در پی خاطره‌نویسی نبوده‌ام و با آنکه در نوشتن دو دانگ ذوقی در من دیده‌اند و راه پرورش این ذوق را بیشتر نوشتن و ممارست دانسته‌اند ولی حقیر حرف نشنو تا خود نخواسته باشم قلم در دست نمی‌گیرم و به همین دلیل ضعف‌های زیادی در نوشته‌هایم هست و همیشه ممنون و رهین منتقدان بوده‌ام؛ در هر حال، خاطره‌نویسی کار من نیست و آنچه را که می‌نگارم رویدادهایی است که به طور کلی برای خودم مهم و قابل یادآوری است.»

کتاب «فرود» خاطرات خودنوشت ابوطالب ملاجعفری با تنظیم و تدوین محمداسماعیل حاجی علیان در 352 صفحه با شمارگان 500 نسخه در قطع رقعی و با قیمت 25 هزار تومان در دیماه سال ۱۳۹۸ از سوی دفتر فرهنگ و مطالعات پایداری حوزه هنری استان سمنان توسط نشر زمزم سحر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...