جوایز کتاب «کاستا» [Costa Book Awards] پس از گذشت نیم قرن به طور ناگهانی منحل شد.

جوایز کتاب «کاستا» [Costa Book Awards]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، شرکت قهوه «کاستا» اعلام کرد، جوایز کتاب «کاستا» پس از گذشت ۵۰ سال منحل می‌شود و جوایزی که در فوریه سال جاری اعلام شدند، آخرین جوایزی اهدایی «کاستا» محسوب می‌شوند.

«جیل مک‌دونالد» مدیر عامل شرکت «کاستا» که زیرمجموعه‌ای از «کوکا کولا» محسوب می‌شود، با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «کاستا پس از گذشت ۵۰ سال تجلیل از دوست‌داشتنی‌ترین کتاب‌های نوشته‌شده توسط نویسندگان بااستعداد سراسر بریتانیا و ایرلند، تصمیم دشواری را برای منحل کردن این جوایز اتخاذ کرده است.»

«مک‌دونالد» همچنین از تمام کسانی که در تمام این سال‌ها در اهدای این جوایز همکاری داشتند و از آن حمایت کرده‌اند، قدردانی کرد.

این جوایز در سال ۱۹۷۱ تاسیس شد و تا سال ۲۰۰۵ با نام جوایز کتاب «ویتبرد» اهدا می‌شد، تا اینکه شرکت «کاستا» مسوولیت و حمایت مالی این جوایز را برعهده گرفت.

بودجه کلی اهدای جوایز امسال ۶۰,۰۰۰ پوند بود.

«هانا لو» که سابقه فعالیت به عنوان یک معلم را دارد برای نگارش کتاب «بچه‌ها» به عنوان برنده جایزه شعر کتاب سال «کاستا» ۲۰۲۱ معرفی شد.

«شیموس هینی»‌ برای نگارش کتاب «بیوولف» از جمله دیگر برندگان جایزه کتاب سال «کاستا» بود که موفق شد در سال ۱۹۹۹ با کنار زدن «هری پاتر و زندانی آزکابان» نوشته جی. کی. رولینگ این جایزه ادبی را به خود اختصاص دهد. «آیریس مرداک» و «پل ترو» در دهه ۷۰ میلادی این جایزه را کسب کردند و «فیلیپ پلمن» نیز در سال ۲۰۰۱ با کتاب «دوربین کهربایی» به نخستین نویسنده‌ای تبدیل شد که جایزه کتاب سال «کاستا» را برای یک کتاب کودک دریافت می‌کند.

فروش شرکت «کاستا» در اوایل سال جاری موفقیت‌آمیز بوده است با این حال این شرکت هنوز دلیلی برای منحل کردن این جوایز ارائه نکرده است.

«بی کاروالو»‌ مدیر بخش آثار داستانی «واتراستونز» بیان کرد: «جوایز کتاب کاستا طی ۵۰ سال گذشته نقش بزرگی را در موفقیت برخی از برترین کتاب‌های انگلیسی‌زبان ایفا کرده‌اند و به ارتقا شغل برخی از فوق‌العاده‌ترین، مهم‌ترین و با استعدادترین نویسندگان معاصر کمک کرده است.»‌

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...