کتاب «تینا و داستان‌های اندیشیده‌شده» نخستین اثر ترجمه‌شده عطا محمد، نویسنده کرد عراقی، در ایران منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب با ترجمه نجم‌الدین براخاصی و  محمدرضا کلهر در نشر افراز منتشر شده است.

عطا محمد متولد سال ۱۹۷۰ در سلیمانیه عراق، لیسانس حسابداری را از دانشگاه همان شهر دریافت کرده است. نخستین داستانش را در سال ۱۹۹۴ چاپ کرده اما نخستین  مجموعه داستانش با نام «بازمانده‌ طوایف» در سال ۱۹۹۹ چاپ شده است. درحال حاضر در کشور سوئد زندگی می‌کند و تا کنون این آثار از او منتشر شده‌اند: بازمانده‌ طوایف، مجموعه داستان، ۱۹۹۹، تاس‌های رؤیا، مجموعه داستان، ۲۰۰۲، دست‌نوشته‌های خست و کتاب رؤیا، متن اندیشه‌ای، ۲۰۰۳، فریب و خودپنهان‌کردن، مجموعه داستان، ۲۰۰۵، گشت‌های نامحسوس میر به درون تنهایی، رمان، ۲۰۰۶ ، آفت‌های خانواده‌ میخک، رمان، ۲۰۰۶ ، تینا و داستان‌های اندیشه‌شده، مجموعه داستان، ۲۰۰۷،  گیلاس خون، رمان، ۲۰۰۷، فهرست، رمان، ۲۰۰۹، تارزنِ رنگ، حکایت، ۲۰۰۹، خواجه نصرالدین که در قبال لبخنده‌ای کشته می‌شود، رمان، ۲۰۱۰، کتاب حاشیه‌نویسان، متن روایتی-اقتباسی، ۲۰۱۲، پیشوای کتاب‌سازانِ کشته‌شده، ۲۰۱۴.

در معرفی کتاب «تینا و داستان‌های اندیشیده شده» عنوان شده است: این کتاب شامل دو بخش اصلی است؛ بخش اول متن داستان‌ها و بخش دوم ضمائم است که تحت عنوان با خوانش‌های متفاوت گرد آمده‌اند. نقد اول از نویسنده کرد بختیار علی است که از دیدگاه فلسفی و محتوایی اثر را بررسی می‌کند، نقد دوم از نقشه عبدل که از دیدگاه اگزیستانسیالیستی اثر را مورد واکاوی قرار می‌دهد و نقد سوم از محمدرضا کلهر نویسنده و منتقد کرد ایرانی است که اثر را از دیدگاه صناعت و تکنیک و سرچشمه‌ و خاستگاه روایت مورد مداقه قرار می‌دهد.

خلاصه‌ داستان:

نویسنده کاراکتر اصلی کتابش، پدر یا راوی را وامی‌دارد که شبی به ناگزیر از روی دفتر سفیدی برای دخترش تینا قصه‌گویی کند. راوی که او نیز نویسنده است، شهرزادوار بر مبنای شگرد «حدیث نفس» و «قصه‌گویی» ۱۰ روایت برای دختر خواب‌رفته‌اش بازگو می‌کند. خُرده‌داستان‌هایی با مضامین کلان و تفاسیر متناقض‌نمای آن‌ها از راوی، کلیت یا شکل و شاکله‌ داستانِ «تینا و داستان‌های اندیشه‌شده» از «عطا محمد» را می‌سازند. در این میان مفهوم «تصویر و آینه» و تکرار آن همچون یک موتیف کارکرد مهمی دارد که دلالت‌های ضمنی بسیاری را موجب می‌شود و راوی را دل‌مشغول تفاسیر و تأویل‌های چندی می‌کند و به قول خود راوی می‌تواند که عنوان دوم کتاب هم همین عنوان «تصویر و آینه» باشد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...