دو مجموعه‌داستان «آن مرد در باران آمد» و «آدم‌ها و دودکش‌ها» نوشته امیررضا بیگدلی توسط ناشران جدید به چاپ دوم رسیدند.

آن مرد در باران آمد آدم‌ها و دودکش‌ها امیررضا بیگدلی

به گزارش خبرنگار مهر، «آن مرد در باران آمد» سال ۸۲ توسط نشر قصه منتشر شده بود و ۸ داستان کوتاه را از این‌ داستان‌نویس در بر می‌گرفت. «چه‌کسی با من ایروپولی بازی می‌کند؟»، «دوست دارم برقصم»، «صدای پای زن»، «زیادی سخت نگیر سمانه»، «داشتند با هم پچ‌پچ می‌کردند»، «باز هم پیش من بیایید»، «حالا مگر چه می‌شود؟» و «آن مرد در باران آمد» عناوین داستان‌های این‌کتاب هستند.

داستان‌های این‌کتاب از سال ۷۷ تا ۸۱ نوشته شده‌اند.

چاپ جدید این‌کتاب ۱۱۲ صفحه‌ای، توسط نشر ترنگ عرضه شده است.

«آدم‌ها و دودکش‌ها» هم سال ۸۸ توسط نشر ثالث چاپ شد و ۱۳ داستان کوتاهِ بیگدلی را شامل می‌شد. عناوین داستان‌های این‌کتاب هم به‌ترتیب عبارت است از: «بیب‌بیب»، «خانه دارد می‌سوزد»، «پیش از این»، «سرد»، «هواکش»، «آلاچیق»، «ماهی قزل‌آلا»، «روز به روز»، «آدم‌ها و دودکش‌ها»، «آلاسکا»، «دو پیکر»، «گردنه آوج» و «ابرهای کوچک».

داستان‌های این‌کتاب از سال ۸۱ تا ۸۷ نوشته شده‌اند.

چاپ جدید و دوم این‌مجموعه‌داستان ۱۰۸صفحه‌ای هم توسط نشر ترنگ منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

در نقش پدر دوقلوها ... فیلمنامه‌ی این اثر اقتباسی بومی شده از رمان اریش کستنر است... هنرنمایی مرحوم ناصر چشم آذر در مقام نویسنده‌ی ترانه‌های متن... دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها و روش حل مساله به سبک ایرانی؛ مخصوصا حضور پررنگ مادربزرگ بچه‌ها در داستان، از تفاوت‌های مثبت فیلمنامه با رمان مبدا است... استفاده‌ی به‌جا و جذاب کارگردان از ترانه‌های کودکانه در پرورش شخصیت آهنگساز ایرانی از دیگر نقاط قوت اقتباس پوراحمد است ...
حتی اندکی نظرمان را در مورد پسر ولنگار داستان که روابطی نامتعارف و از سر منفعت با زنان اطرافش دارد، تغییر نمی‌دهد... دورانی که دانشجویان در پی یافتن اتوپیا روانه شهرهای مختلف می‌شدند و «دانشجو بودن» را فضیلتی بزرگ می‌شمردند. دورانی که تخطی از ابرساختارهای فرهنگی مسلط بر روابط بین جنس مخالف تقبیح می‌شد و زیرپوست شهر نوعی دیگر از زیستن جاری بود... در مواجهه با این رمان با پدیده‌‌ی تمام‌‌عیار اجتماعی روبه‌رو هستیم ...
حتی ناسزاهایی که بر زبان او جاری می‌شود از کتاب‌هایی می‌آید که خواندن‌شان برای کودکی هفت‌ساله دشوار است... معلم سرخانه‌ی او، نویسنده‌ای است که از فعالیت‌های روشنفکری سرخورده شده و در کلام او می‌توان رگه‌هایی از تفکر یک اصلاح طلبِ ناامید از بهبود اوضاع را مشاهده کرد... توی کتاب‌ها هیچ‌چیزی درباره‌ی امروز نیست، فقط گذشته است و آینده. یکی از بزرگ‌ترین نواقص کتاب‌ها همین است. یکی باید کتابی اختراع کند که همان موقع خواندن، به آدم بگوید در همین لحظه چه اتفاقی دارد می‌افتد ...
داستان عصیان و سرکشی است. عصیان انسانی که مقهور یک سیستم سرکوبگر شده و این سیستم، هیولاوار، همه‌چیز او را بلعیده. انسانیتش را، معیارها، علایق، اهداف و حتی خاطرات او را مصادره کرده و حالا از او چیزی نمانده جز یک تفاله ترس‌خورده... مک‌مورفیِ رند، شوخ و قمارباز یک‌تنه ایستاده است و قصدش تغییر سیستم سرکوبگر است... برای کفری‌کردن آدم‌های رذلی که می‌خواهند همه‌چیز را از آنچه هست، برایت سخت‌تر کنند، راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ‌چیز دلخور نیستی ...
ویلیام بندلر مثل خیلی از مفسران اروپایی که ریشه هر ژانر امروزی را اگر نتوانستند در یونان باستان پیدا کنند، به کتاب مقدس مسیحیان ربط می‌دهند، ریشه داستان‌نویسی جاسوسی را هم به فصل دو از کتاب یوشع انجیل برمی‌گرداند... MI6 بزرگ‌ترین بنگاه تولید نویسندگان بزرگ در ژانر جاسوسی است... تالکین با آن داستان‌های اسطوره‌ای غریب، به‌دلیل همین مهارت‌هایی که در امر اسطوره‌شناسی و زبان‌شناسی داشت، توسط نیروهای امنیتی انگلستان به همکاری دعوت شد. ...