از مجموعه 10 جلدی بازنویسی شاهکارهای ادبی ایران، بازنویسی "مثنوی معنوی" توسط حسین فتاحی آغاز شده که توسط انتشارات سوره مهر منتشر خواهد شد.

به گزارش مهر، حسین فتاحی با اعلام این خبر گفت: طبق رویکردی که از یک سال پیش در مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری اتخاذ شده قرار است شاهکارهای ادبیات ایران برای گروه سنی کودکان در قالب قصه‌های کوتاه و ساده بازنویسی شود.

وی ادامه داد: در اولین مرحله از این طرح 10 کتاب مثنوی معنوی، کلیله و دمنه، گلستان و بوستان سعدی
، شاهنامه فردوسی، هزار و یک شب و تعدادی دیگر بازنویسی می شود که تاکنون 7 کتاب بازنویسی شده و تا پایان امسال 3 عنوان دیگر هم بازنویسی خواهد شد.

وی هدف این طرح را آشنایی کودکان با قصه‌های این کتابها دانست و افزود: سعی شده این قصه‌ها به صورت ساده و مناسب کودکان نوشته شود تا ضمن شناساندن قصه‌های این کتابها به کودکان در آینده آنها اصل کتابها را بخوانند.

فتاحی با بیان اینکه مدیریت این طرح به من سپرده شده افزود: سعی شده این کتابها با تصویرگری مناسب و در 100 صفحه ارائه شود و قصه‌ها جوری نوشته شود که نثر ساده‌ای داشته و برای کودکان جذاب و دلنشین باشد.

فتاحی درباره "مثنوی مولوی" افزود: در این بازنویسی سعی کردم قصه‌هایی که مناسب کودکان و جذاب و شیرین است را انتخاب کنم. مثل طوطی و بازرگان و قصه های دیگر که در حدود 20 قصه می شود و در بالای 100 صفحه منتشر خواهد شد.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...