آیین اختتامیه جشنواره «کتاب سال سلام» ویژه کودک و نوجوان که در ساختمان دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم برگزار شد.

اختتامیه جشنواره «کتاب سال سلام»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ علی باباجانی دبیر چهاردهمین جشنواره کتاب سلام در این برنامه گفت: این جشنواره از سال ۷۵ با مدیریت حجت‌الاسلام عبدالله حسن‌زاده آغاز شد و حمایت از پدید آورندگان، شبکه سازی، پل ارتباطی ناشر نویسنده از اهداف آن بود. جشنواره تا سال ۸۳ ادامه داشت و ۱۳ سال فعالیت کرد و در طول این ۱۳ سال ۲۰۰ اثر برگزیده معرفی شد.

سید سعید هاشمی نماینده هیئت داوران نیز در بخشی از این برنامه گفت: امسال بعد از گذشت ۱۳ سال که مساوی با گذر یک نسل کودک و نوجوان است چهاردهمین دوره کتاب سال سلام را برگزار کردیم.

وی گفت: گسترش فضای مجازی، الکترونیک، تغییر نهضت ترجمه و پیشی گرفتن به تالیف، تحریم استکبار جهانی و تغییر تفکر نوجوانان باعث شد این جشنواره با تغییراتی روبرو شود.

هاشمی تصریح کرد: دبیرخانه از شهریور ۱۴۰۲ آغاز به کار کرد و با رایزنی‌های مختلف کار از ابتدای مهر کلید خورد. در مرحله اول غربالگری از ۷ هزار عنوان کتاب ۱۴۰۱ به ۳ هزار کتاب قابل قبول رسیدیم. متاسفانه در سال ۱۴۰۱ کتاب‌هایی بی‌محتوای زیادی در حوزه کتاب کودک و نوجوان پخش شد. همین مسئله نگران کننده است. در مرحله دوم از ۳ هزار کتاب به ۲۰۰ کتاب رسیدیم و بعد نزدیک به ۵۰ عنوان به مرحله نهایی راه پیدا کرد و در نهایت ۱۸ کتاب برگزیده شد:

بخش داستان:
کتاب‌های «پادشاه کوچک» اثر جبار شافعی زاده، «خانه مرموز مادربزرگ» اثر مرضیه فَعله‌گری و «گریز از سال صفر» اثر حسین قربانزاده خیاوی.

بخش شعر:
کتاب‌های «زمین به من چی گفت» سروده زهرا موسوی، «بیست و هفت آدم آهنی» سروده کبری بابایی و «کاشکی اجازه داشتم» سروده حجت یحیوی.

بخش تصویرگری:
کتاب‌های «من میشم پیشی تو بشو هاپو» با تصویرگری فهیمه محجوب، «شانه، علی؛ نشانه، شجاعت» با تصویرگری فرهاد جمشیدی و «آقا معلم» با تصویرگری علیرضا باقری.

بخش ترجمه:
کتاب‌های «فقط پنج دقیقه دیگه» ترجمه عطیه سادات آل حسینی و «سیلاب» ترجمه نعیم عبدالکریمی.

بخش معارف:
کتاب‌های «هدیه قشنگ خدا» اثر لیلا خیامی، «د مثل دوستی» اثر غلامرضا حیدری ابهری، «آلبوم لیلا» اثر سیدمحمد مهاجرانی، «میثم و شهر ترس‌های ممنوعه» اثر احمدرضا امیری، «پیامبر مهربانی» اثر مصطفی خُرامان، «جاده‌ای که زائر شد» سروده منیره هاشمی و «سرزمین نورهای خوشحال» اثر سیده نرگس میرفیضی.

بخش انقلاب و مقاومت:
کتاب‌های «بوی گل سوسن» سروده سمیه تورجی، «گوشواره آلبالویی» اثر لعیا اعتمادی و «کوچک مرد» سروده طیبه شامانی.

در پایان جایزه ویژه مکتب هنر رضوی از سوی موسسه هنری آستان قدس رضوی با اهدای نشان ویژه به کتاب «فقط تو نیستی» نوشته سپیده خلیلی از انتشارات به نشر اهدا شد.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...