بیست ‌و هشتمین جایزه‌ی ادبی پن/فاکنر برای تقدیر از بهترین اثر داستانی آمریکا به رمان "مرد بزرگ"‌ تعلق گرفت.

"کیت کریستنسن" - نویسنده‌ی آمریکایی - از سوی بنیاد پن/فاکنر، برنده‌ی جایزه‌ی داستانی ‌15هزار دلاری برای رمان «مرد بزرگ» معرفی شد.

این کتاب داستان نقاش معروفی است که سه زن در زندگی او نقش مهمی ایفا می‌کنند.

"کریستنسن" ‌45ساله که تاکنون سه رمان دیگر نیز نوشته است، پس از شنیدن این خبر با بیان این‌که بسیار هیجان‌زده است، گفت: «کسب این جایزه همیشه برای من دست‌نیافتنی به‌نظر می‌رسید.»

به گزارش ایسنا به نقل از آسوشیتدپرس در کنار "کریستنسن"، چهار نویسنده‌ی دیگر نیز نامزد دریافت این جایزه بودند، که هریک پنج‌ هزار دلار دریافت خواهند کرد. "آنی دیلارد" برای رمان «Maytrees»، "دیوید لویت" برای «کارمند هندی»‌، "تی.ام. مک‌نالی" برای «راه خروج» و "‌رون راش" برای «‌شیمی و دیگر داستان‌ها» نامزد بودند.

از برندگان سرشناس جایزه‌ی داستانی پن/فاکنر که در سال ‌1980 راه‌اندازی شد، از "فیلیپ راث" می‌توان نام برد.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...