«نیکلاس ماتیو» [Nicolas Mathieu] نویسنده‌یِ «و بعد از آنها کودکانشان» [And Their Children After Them] توانست جایزه کتاب آلبرتین [Albertine Prize] کشور کانادا را در سال جاری کسب کند.

نیکلاس ماتیو» [Nicolas Mathieu]و بعد از آنها کودکانشان» [And Their Children After Them]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، این کتاب از سوی انتشارات «ادرپرس» منتشر شده بود که «ویلیام رودامور» آن را به انگلیسی منتشر کرد. نفر برنده طی مراسمی در کتابفروشی آلبرتین سفارت فرنسه در شهر نیویورک اعلام شد.

نویسنده و مترجم کتاب برنده هر دو در مراسم حضور داشتند و با رای کارمندان کتابفروشی آلبرتین و هیئت داوران آن جایزه خود را دریافت کردند. «گاتان بروئل» مشاور فرهنگی سفارت فرانسه در سخنانی گفت: کتاب نوشته شده توسط نیکلاس ماتیو سوالات یک نسل از جمله مشکلات جنسیتی و نژادی را پاسخ داده و دغدغه‌هایی از جمله محیط زیست و صنعتی شدن را نیز پیگیری کرده است.

وی افزود: این کتاب برای هر دو مخاطب فرانسوی و انگلیسی زبان هیجان انگیز و دارای ارزش‌های ادبی خوبی است. من به هر دو نویسنده و مترجم برای نوشتن این کتاب ارزشمند تبریک می‌گویم و مطمئن هستم که نظر مخاطبان هم با نظر داوران یکی باشد. نیکلاس ماتیو در سال 2018 به خاطر نوشتن این کتاب جایزه پریکس را نیز دریافت کرده بود.

جایزه آلبرتین هر سال توسط سفارت فرانسه در ایالات متحده آمریکا با همکاری فروشگاه کتابی به همین نام به بهترین کتاب انتخاب شده توسط کاربران و مخاطبان انگلیسی زبان اعطاء می‌شود. بخش فرهنگی سفارت فرانسه مسئول اصلی اجرای فرآیند انتخاب و اعطای جایزه به نویسندگان است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...