دومین چاپ کتاب «چرا روانکاوی؟ سه مداخله» [Why Psychoanalysis] اثر آلنکا زوپانچیچ [Alenka Zupančič] فیلسوف معاصر اسلوونیایی و ترجمه علی حسن زاده توسط نشر بان منتشر شد.

به گزارش مهر، دومین چاپ «چرا روانکاوی؟ سه مداخله» با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه، ۱۳۶ صفحه و بهای ۲۴ هزار تومان منتشر شده است. نخستین چاپ این کتاب سال گذشته (۱۳۹۷) با شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و بهای ۱۶ هزار تومان منتشر شده بود.

منظومه فکری زوپانچیچ با نخستین کتاب منتشر شده او در ایران یعنی «کوتاه ترین سایه: مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه» ترجمه‌ای از صالح نجفی و علی عباس‌بیگی معرفی شد.

زوپانچیچ متولد ۱۹۶۶ در اسلوونی است و در فلسفه شاگرد اسلاوی ژیژک و آلن بدیو بوده است. حسن زاده پیشتر کتاب «اخلاقیات امر واقعی: کانت، لاکان» زوپانچیچ را نیز به فارسی ترجمه و منتشر کرده است.

«چرا روانکاوی؟ سه مداخله» سه فصل دارد که عناوین آن به ترتیب عبارتند از: «جنسیت و هستی شناسی»، «آزادی و علت» و «کمدی امر غرایب». در پیوست کتاب نیز یک گفت‌وگوی مطبوعاتی زوپانچیچ ترجمه شده است که شناخت خوبی از زندگی و منظومه فکری او به مخاطبان ارائه می‌دهد.

به نظر زوپانچیچ، برخلاف این برداشت پیش-افتاده که روانکاوی با فلسفه سر ستیز دارد، لاکان نظریه‌اش را همواره از راه دیالوگی با فلسفه و ادبیات می‌پروراند. به باور او «امروز بیش از هر زمان دیگر به تحلیل فلسفی نیاز داریم؛ هم در مقام نقد ایدئولوژی و هم در مقام پژوهش هستی‌شناختی».

زوپانچیچ در این کتاب بر این عقیده است که روانکاوی لاکانی می‌تواند ما را از خواب دگماتیسم بیدار کند. او می‌کوشد تا نشان دهد که روانکاوی ما را یاری نمی‌کند تا ایدئال گنجینه شخصی و تکینگی‌مان را پرورش دهیم. روانکاوی لکانی هرگز از رسیدن به هدف درمانی «میسر کردن سازگاری اجتماعی» راضی نشده است بلکه سویه‌ای انتقادی دارد.

به باور زوپانچیچ روانکاوی ابزار مفهومی نیرومندی برای نقد و سنجش دستگاه‌های دیگر در اختیار می‌گذارد. به همین دلیل او در این کتاب می‌کوشد تا با بهره گیری از مفاهیم روانکاوانه در سه عرصه هستی شناسی، فلسفه عملی و زیبایی شناسی مداخله کند.

او در فصل نخست ثابت می‌کند که درس بنیادین فروید این است که چیزی به نام امر جنسی در کار نیست. فقط امر جنسی‌ای هست که به‌مثابه ناهمترازیِ برسازنده‌ی موجودِ انسانی پافشاری می‌کند. در فصل دوم او به رابطه میان آزادی و علت پرداخته شده است. در روانکاوی نیز مثل ایدئالیسم آلمانی پیوند بسیار نزدیکی میان مفاهیم سوژه و آزادی هست، اما نباید فراموش کرد که از دید لاکان سوژه معلول ساختار است. در فصل سوم نیز زوپانچیچ خوانشی نو و بسیار جالب از امر کمیک و امر غریب عرضه می‌کند. در اینجا هم او امر کمیک را، مثل مفاهیم «آزادی»، «سوژه»، «جنسیت»، «علت» و «لاملا» در ساحت رانه صورت بندی می‌کند و ارتباط آن با «اختگی» را می‌کاود.

علی حسن زاده، مدرس زبان انگلیسی است. با ترجمه او پیشتر کتاب‌هایی چون «سوژه‌ی لاکانی: میان زبان و ژوئیسانس» نوشته بروس فینک و «اخلاقیات امر واقعی کانت، لاکان» نوشته آلنکا زوپانچیچ منتشر شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...