کتاب «حقوق و دعاوی املاک» به قلم دکتر محمد رسولی نویسنده، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری منتشر شد.

حقوق و دعاوی املاک محمد رسولی

به گزارش کتاب نیوز، اهمیت زمین از جهات سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی بر کسی پوشیده نیست. یکی از کمترین کارکردهای زمین، تامین مسکن مردم است. و متاسفانه مسکن خود یکی از مهم ترین معضلات و مسایل کشور و دولت ها است.
در کتاب «حقوق و دعاوی املاک»، به طور کامل به بحث زمین و انواع آن توجه شده و انواع زمین از قبیل:
زمین شهری، زمین موات، انواع زمین موات، اراضی موقوفه، و غیره مورد بررسی قرار گرفته است‌.

در بخش دیگر کتاب انواع دعاوی مرتبط با املاک اعم از آپارتمان، خانه، پیش خرید، معاملات آن بحث شده و راهکارهای حقوقی، علمی و عملی ارایه شده است.
در بخش انتهایی کتاب، خلاصه چند پرونده‌ی ملکی که نویسنده در آنها به عنوان وکیل مدافع حضور داشته، برای آشنایی خوانندگان منتشر شده است.


کتاب «حقوق و دعاوی املاک» در 144صفحه و توسط نشر آلا قلم چاپ و منتشر شده و در کتاب فروشی های مجتمع های قضایی تهران عرضه می شود.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...