جودی گلد [Jodi Gold] نویسنده کتاب «تربیت شهروند دیجیتال» [Screen-smart parenting : how to find balance and benefit in your child's use of social media, apps, and digital devices] عقیده دارد فناوری مغز ما را تغییر می‌دهد؛ روش تحقیق، نوشتن و ارتباط ما را نیز تغییر می‌دهد. او همچنین می‌گوید شهروندی دیجیتال درباره مهربانی است و به والدین چارچوبی پیشنهاد می‌دهد تا به کودکانشان بیاموزند که چطور شجاع و مهربان باشند.

جودی گلد [Jodi Gold] نویسنده کتاب «تربیت شهروند دیجیتال» [Screen-smart parenting : how to find balance and benefit in your child's use of social media, apps, and digital devices]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «تربیت شهروند دیجیتال» با تکیه بر این پرسش که «چگونه استفاده فرزندانمان از رسانه‌های اجتماعی، برنامه‌ها و دستگاه‌های دیجیتال را متعادل و مفید نماییم؟» به مسائل مختلفی در حوزه تربیت صحیح فرزندان در مواجهه با فضای دیجیتال اشاره می‌کند.

این نویسنده که خود روان‌پزشکی فعال در حوزه زندگی نوجوانان است تلاش می‌کند تا به سادگی والدین را با فضای حاکم بر فناوری آشنا کند. او بسیاری از بازی‌ها، برنامه‌های کاربردی، برنامه‌های آموزشی، سایت‌ها و رسانه‌های اجتماعی نام می‌برد و توضیح می‌دهد که هر یک به چه کار می‌آید و نوجوانان چطور از آن استفاده می‌کنند و والدین باید مراقب چه نکاتی باشند.

نویسنده کتاب باور دارد، همانند هرچالش دیگری در فرزندپروری، همه فناوری‌ها هم یک‌جا از راه نمی‌رسند. برای اینکه بتوانیم در مدیریت فناوری به فرزندمان کمک کنیم لازم است که به فناوری دیجیتال به‌عنوان رشته‌ای از گذرگاه‌های مهم دیجیتالی یا رشدی نگاه کنیم. لازم است که هر مرحله از رشد فرزندمان بفهمیم و بدانیم که در هر مرحله باید به کدام جزء فناوری بپردازیم؛ کودک برای چه چیزی آماده است، چه چیزی ممکن است خطرناک و یا متناسب با سن او نباشد، و مهم‌تر از همه اینکه چگونه رسانه‌های دیجیتال می‌توانند در رشد سالم او مفید واقع شوند.

شری ترکل بنیان‌گذار موسسه «خود و فناوری» و نویسنده کتاب «تنها باهم» می‌گوید پیوندهای دیجیتال به «توهم همراهی» منجر شده است. درحالی که این ایده بسیار رایج است ولی فقط نیمی از حقیقت را بیان می‌کند. نوجوانان از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند تا با هم در تماس باشند، برنامه‌ریزی کنند، عکس‌ها، افکار و ایده‌هایشان را با هم درمیان بگذارند. فناوری دیجیتال قابلیت نامحدودی در شروع، نگهداری و تقویت دوستی‌های واقعی و مجازی دارد.

جودی گلد در کتاب بیان می‌کند که برای استفاده از فناوری به چند نقطه اوج قائل است. او می‌گوید: اولین اوج در سن 3 تا 4 سالگی است که با جهش دیگری در سن 8 سالگی دنبال می‌شود و قله آخر مربوط به دوره راهنمایی و حدود 12 تا 13 سالگی است. به نظر می‌رسد فناوری تا حدودی با اطمینان تا سن 8 تا 9 سالگی تحت نظارت والدین قرار دارد. هرچند نوع و میزان استفاده، هر سال تغییر می‌کند.

گلد می‌گوید شهروندی دیجیتال درباره مهربانی است و به والدین چارچوبی پیشنهاد می‌دهد تا به کودکانشان بیاموزند که چطور شجاع و مهربان باشند. شهروندی دیجیتال به معنی مهربان و شجاع بودن است.

کتاب «تربیت شهروند دیجیتال» نوشته جودی گلد، توسط مارینا فرهودی‌زاده و محمد عشقی ترجمه شده و نشر جهاد دانشگاهی واحد علامه طباطبایی آن را در 374 صفحه منتشر ساخته است.

................ هر روز با کتاب ...............

سند در ژاپن، قداست دارد. از کودکی به مردم می‌آموزند که جزئیات را بنویسند... مستند کردن دانش و تجربه بسیار مهم است... به شدت از شگفت‌زده شدن پرهیز دارند و همیشه دوست دارند همه چیز از قبل برنامه‌ریزی شده باشد... «هانسه» به معنای «خودکاوی» است یعنی تأمل کردن در رفتاری که اشتباه بوده و پذیرفتن آن رفتار و ارزیابی کردن و تلاش برای اصلاحش... فرایند تصمیم‌سازی در ژاپن، نظام رینگی ست. نظام رینگی، نظام پایین به بالا است... این کشور را در سه کلمه توصیف می‌کنم: هارمونی، هارمونی، هارمونی! ...
دکتر مصدق، مهندس بازرگان را مسئول لوله‌کشی آب تهران کرده بود. بعد کودتا می‌شود اما مهندس بازرگان سر کارش می‌ماند. اما آخر هفته‌ها با مرحوم طالقانی و دیگران دور هم جمع می‌شدند و از حکومت انتقاد می‌کردند. فضل‌الله زاهدی، نخست‌وزیر کودتا می‌گوید یعنی چه، تو داری برای من کار می‌کنی چرا از من انتقاد می‌کنی؟ بازرگان می‌گوید من برای تو کار نمی‌کنم، برای مملکت کار می‌کنم، آب لوله‌کشی چه ربطی به کودتا دارد!... مجاهدین بعد از انقلاب به بازرگان ایراد گرفتند که تو با دولت کودتا همکاری کردی ...
توماس از زن‌ها می‌ترسد و برای خود یک تز یا نظریه ابداع می‌کند: دوستی بدون عشق... سابینا یک‌زن نقاش و آزاد از هر قیدوبندی است. اما ترزا دختری خجالتی است که از خانه‌ای آمده که زیر سلطه مادری جسور و بی‌حیا قرار داشته... نمی‌فهمید که استعاره‌ها خطرناک هستند. نباید با استعاره‌ها بازی کرد. استعاره می‌تواند به تولد عشق منجر شود... نزد توماس می‌رود تا جسمش را منحصر به فرد و جایگزین‌ناپذیر کند... متوجه می‌شود که به گروه ضعیفان تعلق دارد؛ به اردوی ضعیفان، به کشور ضعیفان ...
شاید بتوان گفت که سینما غار پیشرفته‌ افلاطون است... کاتلین خون‌آشامی است که از اعتیادش به خون وحشت‌زده شده است و دیگر نمی‌خواهد تسلیم آن شود. به‌عنوان یک خون‌آشام، می‌داند که چگونه خود را از بین ببرد. اما کازانووا می‌گوید: «به این راحتی هم نیست»... پدر خانواده در همان آغاز شکل‌گیری این بحران محل را به‌سرعت ترک کرده و این مادر خانواده است که بچه‌ها را با مهر به آغوش کشیده است. اینجاست که ما با آغاز یک چالش بزرگ اخلاقی مواجه می‌شویم ...
فنلاند امروز زنده است بخاطر آن وسط‌باز. من مخلص کسی هستم که جام زهر [پذیرش قطعنامه برای پایان جنگ 8ساله] را به امام نوشاند. من به همه وسط‌بازها ارادت دارم. از مرحوم قوام تا مرحوم هاشمی. این موضوع روشنی است که در یک جایی از قدرت حتما باید چنین چیزهایی وجود داشته باشد و اصلا نمی‌توان بدون آنها کشور را اداره کرد... قدرت حرف زدن من امروز از همان معترض است و اگر الان داریم حرف می‌زنیم به خاطر آن آدم است که به خیابان آمده است ...