کتاب «روان‌شناسی هنرهای تجسمی چشم، مغز و هنر» نوشته جرج مَدر با ترجمه مهرخ غفاری مهر توسط انتشارات شهر هنر منتشرو راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، جرج مدر نویسنده این‌کتاب، مدرس روان‌شناسی، عصب‌شناسی، روان‌شناسی تجربی و علوم بینایی است که این‌روزها در دانشگاه لینکلن انگلستان تدریس می‌کند. از مدر تا به حال ۵ کتاب و بیش از ۷۰ مقاله منتشر شده است. «بنیان‌های ادراک و احساس»، «روان‌شناسی هنرهای تجسمی»، «اصول ادراک و احساس»، «تاثیر بعد از حرکت» و ویراست دوم «اصول ادراک و احساس» آثار مکتوب این‌نویسنده در قالب کتاب هستند.

نویسنده مذکور که معتقد است انسان‌ها موجوداتی بسیار بصری هستند، در کتاب «روان‌شناسی هنرهای تجسمی» درباره چگونگی ادراک مناظر و اجسام از راه دیدن بحث کرده و به این‌سوال پاسخ داده که در طول تاریخ هنرمندان چگونه پدیده‌ها را دیده‌اند و از چه روش‌هایی برای جلب توجه مشاهده‌گر استفاده کرده‌اند. اهمیت کارکرد، تغییرات و تکامل سیستم بینایی در انسان از دیگر موضوعاتی است که مدر در این‌کتاب به آن‌ها پرداخته است. او همچنین درباره نحوه ادراک حرکت در انسان هم که می‌تواند پرسش‌های فلسفی زیادی را به وجود بیاورد، نوشته است.

این‌کتاب ۱۰ فصل اصلی با عناوین «هنر در رهگذر تاریخ»، «هنر و چشم»، «هنر و مغز»، «درک مناظر»، «ادراک تصویرها»، «حرکت در هنر»، «رنگ در هنر»، «زیبایی‌شناسی تجسمی و هنر»، «زیبایی‌شناسی تجسمی و طبیعت» و «تکامل در هنر».

هنر رنسانس، هنر در بافتار، نظریه‌های هنر، ساختار چشم انسان، آب‌مروارید، غلبه بر دانش اشیا، محدودیت‌های درک منظره، ادراک کنش، حرکت ضمنی، رنگ در مغز، رنگ در هنر، کارایی زیبایی‌شناسی، یکنواختی مقیاس و پردازش بینایی و ... عناوین برخی از بخش‌های این‌کتاب هستند که به‌عنوان زیرمجموعه فصل‌های اصلی درج شده‌اند.

مدر می‌گوید کتاب پیش‌رو می‌تواند در دوره‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد گروه‌های علوم و هنر، مثل روان‌شناسی، عصب‌شناسی، هنرهای زیبا، ارتباطات اجتماعی و تاریخ هنر به کار برود؛ با این‌رویکرد که بتواند ماده‌درسی مناسب برای رشته تخصصی روان‌شناسی هنرهای تجسمی هم باشد. مدر می‌گوید این‌درس میان‌رشته‌ای را برای سال‌های متمادی تدریس کرده و دانشجویانی را دیده که در هر یک از این‌دو رشته، چه برای مطالعه علوم در هنر و چه برای بررسی هنر در علوم، از این‌آموزه‌های استفاده کرده‌اند.

طرح جلد این‌کتاب نقاشی کاترین مقدس از اسکندریه اثر رافائل است که در گالری ملی لندن نگه‌داری می‌شود.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

آسیب کورتکس بینایی اولیه دست‌کم در بخشی از میدان دید باعث نابینایی کامل می‌شود، همان‌طور که می‌توان حدس زد این عارضه به دلیل نقش کورتکس بینایی به‌مثابه اتاق فرمان برای همه فرایندهای بینایی است. میزان نابینایی به منطقه آسیب‌دیده در کورتکس بستگی دارد. اما آسیب‌دیدگی در نواحی ثانویه در کورتکس پس‌سری، بیشتر سبب آسیب‌های ظریف‌تر و بسیار خاص‌تر در توانایی دید می‌شود و به پردازش ویژگی‌های معین در هر منطقه مربوط است. افراد آسیب‌دیده توانایی دیدن دارند ولی بعضی از جنبه‌های تجربه بینایی درباره هنرمندی است که بعد از یک تصادف توانایی دیدن رنگ و نقاشی رنگ را از دست داد، حالتی که به کوررنگی شناخته شده است. در هرحال، این مورد مشکل‌زاست زیرا در معرض بررسی دقیق علمی قرار نگرفته و آسیب‌دیدگی در هیچ منطقه مشخص‌شده کورتکسی شناسایی نشده است. اما موارد دیگری از کوررنگی در ارتباط با آسیب‌دیدگی در کورتکس پس‌سری شناسایی شده است که به پردازش رنگ اختصاص دارد. از طرف دیگر، آسیب‌دیدگی ناحیه MT باعث نارسایی‌های بسیار خاص در درک حرکت می‌شود. در دیگر موردی که چندان شناخته‌شده نیست، آسیب لوب پس‌سری شرایطی را موجب شد که به آن کوچک‌بینی در نیمه دید می‌گویند، به این معنی که اندازه شیئی که در یک طرف حوزه دید قرار دارد، بسیار کوچک دیده می‌شود. فرد مبتلا به این آسیب معلم هنر بود که عارضه ناشی از سکته مغزی داشت.

این‌کتاب با ۳۰۲ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۸۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...