کتاب «سوگ‌درمانی مبتنی بر دلبستگی» [Attachment-Informed Grief Therapy: The Clinician’s Guide to Foundations and Applications (Series in Death, Dying, and Bereavement)] راهنمای متخصصان برای آشنایی با بنیان‌ها و کاربردها منتشر شد.

«سوگ‌درمانی مبتنی بر دلبستگی» [Attachment-Informed Grief Therapy: The Clinician’s Guide to Foundations and Applications (Series in Death, Dying, and Bereavement)] فیلیز کوزمینسکی [Phyllis Kosminsky]، جان جردن

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، انتشارات ارجمند کتاب «سوگ‌درمانی مبتنی بر دلبستگی» راهنمای متخصصان برای آشنایی با بنیان‌ها و کاربردها نوشتۀ فیلیز کوزمینسکی [Phyllis Kosminsky]، جان جردن را با ترجمۀ الهام توکلی، حمیده سادات خادمی، ترانه خداوردی، نرگس فتوحی، مریم صفت کار حقی روانۀ بازار کتاب کرد.

سوگ‌درمانی مبتنی بر دلبستگی پلی است بین مطالعات حوزۀ دلبستگی و علم مطالعۀ مرگ که نظریه، پژوهش و کار را با هم ترکیب کرده است تا درک ما را از نحوه و چرایی سوگ افراد غنی‌تر کند و نشان دهد که چگونه ما می‌توانیم به افراد داغ‌دیده کمک کنیم.

به کمک این کتاب متخصصان و دانشجویان می‌توانند به درک جدیدی از سبب‌شناسی سوگ‌های پیچیده و درمان آن‌ها برسند و بهتر و به شکل دقیق و ویژه‌ای هر مورد را فرمول‌بندی کنند و برنامه‌های درمانی تهیه نمایند.

نویسندگان به شیوه‌های مختلف به رابطۀ درمانی به‌عنوان یک مؤلفۀ بسیار مهم که در سوگ درمانی همواره نادیده گرفته شده است پرداخته‌اند و راهنمایی‌هایی را مبتنی بر نگاه دلبستگی برای رابطۀ درمانی ارائه می‌دهند که می‌توانند اساس سوگ درمانی قرار گیرند.

در یک کلام کوزمینسکی و جردن کار سترگی به انجام رسانده‌اند چرا که پژوهش‌های علوم اعصاب دلبستگی و اجتماعی و تحولی را یکپارچه کرده و آن‌ها را به چالش‌انگیزترین حوزۀ روان درمانی آورده‌اند و نشان داده‌اند که ما به کمک همان دلبستگی، می‌توانیم جدایی جسمانی دائمی از یک فرد موردعلاقه یعنی داغ‌دیدگی را تحمل کنیم.

این کتاب در ۲۷۲ صفحه با قیمت ۶۲ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...