کتاب «خویشتن از هم گسیخته» [The divided self] تألیف رونالد دیوید لینگ [Ronald David Laing] با ترجمه خسرو باقری توسط انتشارات رشد تجدید چاپ شد.

خویشتن از هم گسیخته [The divided self]  رونالد دیوید لینگ [Ronald David Laing]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، رونالد دیوید لینگ روانپزشک شهیر انگلیسی در کتاب «خویشتن از هم گسیخته» کوشیده است تجربیات درمانی خود با افراد اسکیزوفرنی را از منظر پدیدارشناسی مبتنی بر فلسفه اگزیستانس تحلیل و تفسیر کند.

از نظر وی، اسکیزوفرنی (جنون) می تواند گونه‌ای از زندگی در یک جامعه تهدیدآمیز باشد که فرد دست به انتخاب آن می‌زند چرا که قدرت رویارویی با آن را ندارد. برخلاف باور رایج که بر اساس آن، جنون چون اتفاقی بر فرد عارض می شود، تفسیر این کتاب بیانگر آن است که آدمی جنون را چون کوره راهی برای زیستن انتخاب می‌کند.

همچنین، برخلاف روان‌پزشکی رسمی که بر اساس آن، جنون ناشی از اختلالی در ارتباط فرد با واقعیت است، لینگ بر آن است که جنون می‌تواند حاصل تصمیم فرد بر قطع ارتباط خود با واقعیت تهدیدگری باشد که وی یارای مقاومت در برابر آن را در خود نمی‌بیند. تجزیه و تحلیل دقیق حالات و نشانگان جنون بر اساس این تفسیر، دستاورد ارزشمند این کتاب است.

برجستگی کارلینگ در این کتاب را نباید منوط به آن دانست که او موفق به عرصه توصیف و تبیینی بدیل در باب اسکیزوفرنی شده باشد. بلکه، موفقیت او در آن است که توانسته است بخوبی نشان دهد که علایم و آثار بیرونی اسکیزوفرنی، بسته به چارچوبی که ما برای به قالب زدن آنها فراهم می آوریم، معانی متفاوتی خواهند داشت و بر همین اساس، تعیین ماهیت اسکیزوفرنی نیز به نحو قابل توجهی، در گرو منظری است که ما برای نگریستن به آن بر می گزینیم.

ترجمه اول کتاب خویشتن از هم گسیخته اثر آر.دی. لینگ با ترجمه خسرو باقری استاد تمام فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۴ توسط انتشارات رشد منتشر شده و چاپ ۱۳۹۹ آن با باهای ۷۰ هزار تومان در اختیار مخاطب قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...