کتاب «زندگی جمع و جور امّا پرشور» [Soulful simplicity : how living with less can lead to so much more] نوشته کورتنی کارور [Courtney Carver] با ترجمه نورا نواپور توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

زندگی جمع و جور امّا پرشور» [Soulful simplicity : how living with less can lead to so much more] نوشته کورتنی کارور [Courtney Carver]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کورتنی کارور نویسنده کتاب «زندگی جمع و جور امّا پرشور؛ چگونه ساده زیستن ارمغان بیشتری برایمان خواهد داشت»، زندگی شلوغ و پر تنشی داشته؛ شبانه‌روز کار می‌کرده و می‌دویده و رنگ آرامش را نمی‌دیده است. اما ناگهان یک روز، زنگ خطری جدی برایش به صدا درآمد: ابتلا به بیماری ام‌.اس.

همین اتفاق، کارور را از خواب غفلتی عمیق بیدار کرد و او را بر آن داشت تا زندگی‌اش را از نو بسازد؛ کتاب «زندگی جمع‌وجور امّا پرشور» ماحصل همین سیر و سلوک کارور است و نشان می‌دهد چگونه او از یک آدم بیمار و گرفتار، تبدیل شد به یک فرد سالم و آرام که همه‌ زوائد اطرافش را دور ریخته و برای خود آرامش و عشق و سبکبالی را به ارمغان آورده است.

کارور در زمینه‌ مینی‌مالیسم یکی از بهترین بلاگرهای دنیاست و چهره‌ اصلی مقالات، پادکست‌ها و مصاحبه‌های بی‌شماری با موضوع ساده‌زیستی. او همچنین خالق چالش «پروژه‌ ۳۳۳» با پیروی از فلسفه‌ مینی‌مالیسم است که طرفداران فراوانی در جهان دارد و در همین کتاب هم به آن پرداخته شده است.

این‌کتاب با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...