کتاب «زندگی جمع و جور امّا پرشور» [Soulful simplicity : how living with less can lead to so much more] نوشته کورتنی کارور [Courtney Carver] با ترجمه نورا نواپور توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شد.

زندگی جمع و جور امّا پرشور» [Soulful simplicity : how living with less can lead to so much more] نوشته کورتنی کارور [Courtney Carver]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کورتنی کارور نویسنده کتاب «زندگی جمع و جور امّا پرشور؛ چگونه ساده زیستن ارمغان بیشتری برایمان خواهد داشت»، زندگی شلوغ و پر تنشی داشته؛ شبانه‌روز کار می‌کرده و می‌دویده و رنگ آرامش را نمی‌دیده است. اما ناگهان یک روز، زنگ خطری جدی برایش به صدا درآمد: ابتلا به بیماری ام‌.اس.

همین اتفاق، کارور را از خواب غفلتی عمیق بیدار کرد و او را بر آن داشت تا زندگی‌اش را از نو بسازد؛ کتاب «زندگی جمع‌وجور امّا پرشور» ماحصل همین سیر و سلوک کارور است و نشان می‌دهد چگونه او از یک آدم بیمار و گرفتار، تبدیل شد به یک فرد سالم و آرام که همه‌ زوائد اطرافش را دور ریخته و برای خود آرامش و عشق و سبکبالی را به ارمغان آورده است.

کارور در زمینه‌ مینی‌مالیسم یکی از بهترین بلاگرهای دنیاست و چهره‌ اصلی مقالات، پادکست‌ها و مصاحبه‌های بی‌شماری با موضوع ساده‌زیستی. او همچنین خالق چالش «پروژه‌ ۳۳۳» با پیروی از فلسفه‌ مینی‌مالیسم است که طرفداران فراوانی در جهان دارد و در همین کتاب هم به آن پرداخته شده است.

این‌کتاب با ۲۷۲ صفحه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...