نویسنده کتاب به پشتوانه 30 سال تلاش علمی‌، پژوهشی و کار بالینی با رویکرد انسانی و ارایه مطالب هماهنگ و منسجم، راه های پیشگیری، سنجش، مداخله و درمان و روش‌های کار با خانواده معتادان را مورد تحلیل قرار داده است.

اعتیاد در یک نگاه» [Drugs in Perspective]علل، سنجش، خانواده، پیشگیری، مداخله و درمان» اثر ریچارد فیلدز [Richard Fields]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، کتاب «اعتیاد در یک نگاه» [Drugs in Perspective] با عنوان فرعی «علل، سنجش، خانواده، پیشگیری، مداخله و درمان» اثر ریچارد فیلدز [Richard Fields] به ترجمه زهرا حبیبی از سوی نشر دانژه منتشر شده است.

اعتیاد یک بیماری است و هر بیماری قابل درمان است، همچنین با پیشگیری اعتیاد از طریق آموزش های خود کنترلی، می‌توانیم از این بیماری جلوگیری کنیم. اعتیاد را می‌توان تلاشی به منظور کنترل چرخه‌های غیرقابل کنترل دانست و فرآیندی است تدریجی و در جهت تلاش برای کنترل و ارضای آرزوی خوشبختی. تمامی‌ فرایندهای اعتیاد آور دارای یک وجه اشتراک هستند که همان جستجوی بی هدف تمامیت، خوشبختی و صلح از ورای یک رابطه یا یک واقعه است.

بیماری اعتیاد مدارهای عصبی مربوط به نظام، انگیزش و حافظه را در مغز دچار اختلال کرده و اختلال در این سیستم‌ها در مغز باعث بروز عوارض بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روحی می‌‌شود. کتاب حاضر، اطلاعات منسجم و هماهنگی را برای درک بهتر شما از مواد، مصرف، اعتیاد به مواد مخدر (شامل الکل)، ارائه کرده است. بیش از 30 سال تجربه نویسنده این کتاب در زمینه کار بالینی با معتادان و مهم‌تر از همه، خانواده های آنها در این کتاب جمع آوری شده است.

این کتاب برای استفاده در دوره‌های دانشگاهی پیرامون حوزه‌های سلامت، خدمات انسانی و علوم بهداشتی مانند آموزش پیشگیری از مواد، وابستگی شیمیایی، سوء مصرف مواد، الکل، دخانیات، آموزش‌های مواد و پیشگیری از رفتارهای اعتیاد گونه و اجباری طراحی شده است و در عین حال منبع بسیار ارزشمندی برای متخصصانی است که می‌خواهند در حوزه سلامت و مشاوره فعالیت کنند.

نویسنده کتاب به پشتوانه 30 سال تلاش علمی‌، پژوهشی و کار بالینی با رویکرد انسانی و ارایه مطالب هماهنگ و منسجم، راه های پیشگیری، سنجش، مداخله و درمان و روش‌های کار با خانواده معتادان را مورد تحلیل قرار داده است. توجه به معتاد به‌عنوان بیمار و تاثیر عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی در گرایش به اعتیاد و نیز پیامدهای روانی، اقتصادی و عصب شناختی آن از جمله بحث هایی است که به تفصیل و با دقت علمی‌با ذکرکردن موارد واقعی توضیح داده می‌شود.

مطالعه این کتاب در دوره‌های دانشگاهی، کارگاه‌های آموزشی مرتبط با اعتیاد و برای روان پزشکان، متخصصان ترک اعتیاد، روان شناسان، مشاوران، مددکاران و متخصصان توانبخشی که با این گروه سر و کار دارند بسیار مفید خواهد بود.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...