توصیه درمانگران به زوج‌های نیازمند به غنی‌سازی عشق، «هشت گفت‌وگو برای تجربه عشق پایدار» [Eight dates : essential] conversations for a lifetime of love] است؛ چراکه عشق پایدار به مراقبت، توجه، زمان، و به‌روزرسانی احتیاج دارد.

«هشت گفت‌وگو برای تجربه عشق پایدار» [Eight dates : essential] conversations for a lifetime of love] جان م. گاتمن، جولی ش. گاتمن، داگ آبرامز، راشل ک. آبرامز [ John M. Gottman, Doug Abrams, Rachel Carlton Abrams, Julie L. Schwartz]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بی‌شک در دنیای فناوری‌زده امروزی که تمام کارها و فعالیت‌ها ماشینی شده است، انسان‌ها تلاش کمتری برای گذران وقت با یکدیگر می‌کنند؛ شاهد این گزاره میزا]ن و تعداد مراجعان در کلینیک‌های مشاوره برای درمان روابطی است که با شکست مواجه شده یا در آستانه انحلال است؛ بنابراین باید گفت امروزه برای حفظ روابط باید تلاش چندبرابری نسبت به گذشته داشت و حتی می‌توان گفت باید با پیگیری راهکارهای جدید به استحکام روابط کمک کرد.

روابط زناشویی، یکی از مهم‌ترین رویکردهای اجتماعی است که در صورت آسیب‌خوردن به بدنه آن بهایش را باید آحاد جامعه بدهند؛ چراکه خانواده کوچکترین نظام اجتماعی است که روابط زناشویی نقش جدی در حفظ این نظام دارد.

در این میان کتاب «هشت گفت‌وگو برای تجربه عشق پایدار» نوشته جان م. گاتمن، جولی ش. گاتمن، داگ آبرامز، راشل ک. آبرامز [ John M. Gottman, Doug Abrams, Rachel Carlton Abrams, Julie L. Schwartz] با ترجمه فاطمه نادری و عباس موزیری، راهکارهای رسیدن به یک زندگی زناشویی موفق را در اختیار مخاطبان قرار می دهد. فاطمه نادری از مترجمان این اثر در گفت‌وگو با ایبنا گفت: جان و جولی گاتمن بیش از چهار دهه از عمر خود را صرف مشاهده و پژوهش درباره روابط زوجی و تعامل‌های بین زن و شوهر کرده‌اند. حاصل این چهل‌واندی سال مطالعه، فرمولی است که درباره روابط زناشویی سالم به دست آورده‌اند و در کتاب «هشت گفت‌وگو برای تجربه عشق پایدار» و کتاب‌های دیگر آن را به زوج‌ها عرضه داشته‌اند. این کتاب به منظور خودیاری برای کمک به زوج‌ها تدوین شده است تا با گذاشتن قرارهای عاشقانه با هم درباره موضوع‌ها و مسائل بحث‌برانگیز و استرس‌زای زندگی گفت‌وگو کنند.

وی افزود: امروزه زندگی ماشینی بیشتر وقت زن و شوهر را گرفته است و دغدغه کار، فرزندان، تکنولوژی، رسیدگی به امور خانه، مراقبت از اعضای سالخورده یا بیمار خانواده و هزاران مشغله دیگر فرصت گفت‌وگو را از زوج‌ها گرفته است. به همین دلیل زن و شوهر کمتر از 40 دقیقه در هفته با هم حرف می‌زنند و این در حالی است که انجام این گفت‌وگوها و صحبت درباره این هشت موضوع مهم در رابطه زناشویی به تقویت و تحکیم عشق بین زن و شوهر کمک شایانی می‌کند.

به گفته این مترجم، هدف از ترجمه این کتاب پرکردن شکافی است که در رابطه زوجی مراجعان می‌بینیم. عشق پایدار به مراقبت، توجه، زمان و به‌روزرسانی احتیاج دارد.

نادری با اشاره به مخاطبان این اثر گفت: مخاطب این کتاب همه کسانی هستند که در رابطه عاطفی قرار دارند. چه زوج‌هایی که با تردید و گاهی کم‌رویی از هم سؤال می‌کنند تا همدیگر را بهتر بشناسند و عشقشان را بنا کنند و چه افرادی که مدت‌ها از رابطه آنان می‌گذرد؛ ولی درخت عشقشان در حال خشکیدن است و نیاز به هرس‌کردن و کوددهی و رسیدگی دارد. خواندن این کتاب به تمام مشاوران و روان‌شناسان حوزه خانواده و زوج نیز توصیه می‌شود تا در درمان خود با زوج‌هایی که نیاز به غنی‌سازی عشق دارند، از آن استفاده کنند.

وی افزود: هدف از چاپ این کتاب معرفی فنون و رویکردهای مؤثر برای انجام گفت‌وگو و شناسایی موانع گفت‌وگو به جامعه روانشناسی و زوج‌درمانی و زوج‌ها بوده است. ارائه چارچوب گام‌به‌گام و دقیق درباره نحوه گفت‌وگو، محل آن، سؤالاتی که باید از هم کنند، دستورالعملی بی‌نقص به زوج می‌دهد تا حتی بدون کمک درمانگر نیز با هم درباره موضوعات دشوار و تعارض‌برانگیز رابطه زناشویی صحبت کنند.

این مترجم خاطرنشان کرد: از آنجا که زندگی ماشینی فرصت با هم بودن و گپ‌وگفت زن و شوهر را سلب کرده است، به نبود منبع ارزشمندی برای معرفی اصول اولیه گفت‌وگو پی برده‌ایم. از طرف دیگر، در سایر منابع خودیاری، خاصه درباره ازدواج‌هایی که چند سال از آنها می‌گذرد، بر ضرورت به‌روزرسانی نقشه عشق، کمتر توجه شده است، لذا بیم آن می‌رود این امر مهم فراموش شود. مخصوصا که بهترین هدیه‌ای که والدین می‌توانند نثار فرزندان خود کنند، عشق و رابطه دوستانه‌ای است که میان خود آنان وجود دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...