کتاب «تنهایی» [solitude : in pursuit of a singular life in a crowded world] نوشته مایکل هریس [Michael Harrisبا ترجمه سامان شهرکی از سوی نشر خزه منتشر شد.

تنهایی [solitude : in pursuit of a singular life in a crowded world] نوشته مایکل هریس [Michael Harris]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مایکل هریس در کتاب «تنهایی» که عنوان فرعی‌اش «خلوت‌گزینی در یک جهان شلوغ» است، شرح می‌دهد که چگونه می‌توان با پناه بردن به طبیعت و متون مکتوب، از شلوغی سرسام‌آور جهان امروز رها شد و همچنین از فریب دنیای مجازی، نجات پیدا کرد.

او با تکیه بر تحقیقات متخصصان علوم اعصاب و روانشناسی، به کاوش درباره راه و رسوم و فضیلت خلوت‌گرینی می‌پردازد و تفاوتِ ظریف «تنهایی» و «انزوا» را به مخاطبان کتابش یادآور می‌شود.

این اندیشمند و روزنامه‌نگار کانادایی، تاکنون فقط دو کتاب منتشر کرده و با همین دو کتاب تبدیل به چهره‌ای بین‌المللی شده است.

کتاب دیگر او «پایان غیاب» نام دارد و اخیراً با ترجمه مجتبی ویسی از سوی نشر خزه به چاپ رسیده است. مایکل هریس در آن کتاب که عنوان فرعی‌اش «جنگ و صلح با اینترنت، در جستجوی حافظه از دست رفته» است، به بررسی یک بزنگاه تاریخی مهم می‌پردازد: جهان در قبل و بعد از اینترنت.

«تنهایی» در ۲۲۴ صفحه و با بهای ۴۰ هزار تومان انتشار یافته است.

................ هر روز با کتاب ...............

سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...