کتاب «حقوق محیط زیست در اندیشه قرآنی علامه طباطبایی» اثر علی رضایی بیرجندی به همت مؤسسه بوستان کتاب به چاپ رسید.

حقوق محیط زیست در اندیشه قرآنی علامه طباطبایی علی رضایی بیرجندی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از  مهر، کتاب «حقوق محیط زیست در اندیشه قرآنی علامه طباطبایی» اثر علی رضایی بیرجندی در ۱۶۸ صفحه به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، با توجه به آیات قرآن و روایات، درباره آسمان، زمین، کوه‌ها، آب و هوا، حیوانات، هویت و چگونگی خلقتشان و لزوم بهره مندی صحیح و حفاظت از آنها سخن گفته است.

مسؤولیت انسان در برابر نظام نیکوتر، توجه به پیوند متقابل و وثیق انسان و محیط زیست در مبدأ آفرینش و معاد، توجه به همگونی انسان و طبیعت، رعایت حرمت محیط زیست، لزوم بهره مندی حکیمانه از محیط زیست بر پایه عدالت زیست محیطی و حفاظت از حق حیات طبیعت، بنیادهای نگاه علامه طباطبایی به طبیعت و محیط زیست را بر می‌سازد.

اثر پیش رو با روش توصیفی و تحلیلی، چگونگی ارتباط خدا و انسان با محیط زیست را بر پایه متن تفسیر گرانسنگ «المیزان فی تفسیر القرآن» موضوع پژوهش قرار داده است.

کتاب حاضر با تبیین برخی از اندیشه‌های علامه طباطبایی، به ضرورت بهره مندی صحیح از طبیعت و محیط زیست، لزوم حفظ و آبادکردن آن و پرهیز از هر گونه تخریب، تضعیف و آلوده کردن آن به مثابه وظیفه‌ای انسانی و اسلامی پرداخته است.

ساختار اثر
این کتاب در دو فصل تدوین شده است: فصل اول رابطه خدا و محیط زیست را در چهار عنوان بررسی می‌کند که در این عناوین چهارگانه درباره آفریدگی، نظام مندی، هوشمندی و تسبیح گویی محیط زیست بحث می‌شود.

فصل دوم کتاب نیز که عهده دار تبیین رابطه انسان با محیط زیست است، دو قسمت عمده دارد که موضوعاتی چون خلاقیت الهی انسان، کرامت الهی انسان، امانت داری انسان، و رسالت انسان در حفظ محیط زیست را بررسی می‌کند.

مباحث فصل اول بیشتر مایه نظری دارند و در قالب «هست و نیست» ارائه می‌شوند، اما مباحث فصل دوم جز برخی مباحث مقدماتی، مطالبی اند که در قالب «باید و نباید» ارائه می‌شوند.

برشی از کتاب:

سجده گیاهان
قرآن مجید از سجده گیاهان سخن گفته است و مفسران در تبیین نوع سجده گیاهان، سه نظریه را بیان کرده اند: یک، سجده آنها تکوینی و به مثابه ایفای نقش خویش در نظام آفرینش است؛ دو، سجده آنها از نوع دلالت است و زمینه هدایت انسان را به وجود خداوند متعال فراهم می‌آورد، سه، سجده واقعی و نوعی فروتنی همراه با شعور در برابر آفریدگار است.

مفهوم آیات قرآن مجید، تأکید آن بر ناتوانی انسان از درک تسبیح گیاهان، دلیل‌های روایی و مشاهده عینی برخی از انسان‌هایی که به مقام محرمیت رسیده اند، نظر سوم را تأیید می‌کند.

 هوشمندی زمین
در قرآن و روایات آمده است که زمین، مکان‌ها و روزهایی که در آن‌ها ثواب یا گناه رخ داده و نیز دست‌ها، پاها، پوست در آخرت، شهادت خواهند داد. پیامبر اکرم (ص) بر حرمت نهادن به زمین تأکید می ورزد و آن را به منزله مادری معرفی می‌کند که انسان از آن ارتزاق می‌نماید و نیز از اعمال نیک و بد انسان خبر می‌دهد. لازمه این امر آن است که زمین و اجزایش شعور داشته باشند و در آخرت محشور شوند. قرآن کریم درباره سنگ که جزئی از زمین است، می‌فرماید: «وَ إِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ»؛ برخی سنگ‌ها از هیبت خدا {از فراز کوه} به زیر می‌افتد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...