دوازدهمین چاپ «قرارداد اجتماعی: متن و زمینه متن» [The Social Contract (Du contrat social)] اثر ژان ژاک روسو و ترجمه مرتضی کلانتریان منتشر شد. آشتی میان آزادی و نظم اجتماعی مسئله این کتاب است.

قرارداد اجتماعی: متن و زمینه متن» [The Social Contract (Du contrat social)] اثر ژان ژاک روسو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نشر آگه دوازدهمین چاپ «قرارداد اجتماعی: متن و زمینه متن» را با شمارگان ۱۱۰۰ نسخه، ۵۸۲ صفحه و بهای ۹۸ هزار تومان منتشر کرد. 

روسو یکی از بزرگ‌ترین افسون‌گران ادبیات سیاسی است. تاثیر او بر انقلاب فرانسه، حقوق اساسی آن، تفکر سیاسی جدید، تدوین و جایگاه قانون در جامعه را بیشتر از مونتسکیو دانسته‌اند. در این زمینه قرارداد اجتماعی عمده‌ترین اثر او به شمار می‌رود. این کتاب سومین و در واقع مهم‌ترین اثر روسو است که به سال ۱۷۶۲ به رشته تحریر درآمد.

روسو در قرارداد اجتماعی با دید انتقادی شدید نسبت به نظریه پیشگامانی که در گذشته‌های دور و نزدیک در زمینه قرارداد اجتماعی اظهار نظر کرده بودند و با قرار گرفتن در بستر حقوق و نه در محدوده واقعات، کامل‌ترین پاسخ را در مورد مسئله‌ای که تا آن زمان غیر قابل پاسخ بود ارائه داد: چگونه باید میان آزادی و نظم اجتماعی آشتی برقرار کرد؟

او در این کتاب درباره اساس حکومت‌ها اظهار نظر و تئوری پردازی کرده و خود را معتقد به قراردادی نشان می‌دهد که در اجتماع همچون قرارداد یک پیکر و اعضایش، نه قراردادی میان طبقه‌ای حاکم و ملتی محکوم به اطاعت وجود دارد.

روسو طالب قراردادی منصفانه و عادلانه است که منافع عام را شامل شود و از نیروی عامه مردم استحکام پذیرد، در غیر این صورت، مردم که تابع اراده و خواست خویش‌اند، از هیچ چیز اطاعت نمی‌کنند. زیرا قرارداد یک طرفه حکومت‌ها به معنی سلب اراده افراد جامعه است و از نظر قضایی ارزشی ندارد.

در سراسرِ ترجمه زنده‌یاد مرتضی کلانتریان، پس از هر صفحه از متنِ قرارداد اجتماعی، صفحه یا صفحاتی، تحت عنوان «در زمینه‌ی متن» آمده که به مطالبی اختصاص داده شده که از دوران یونان باستان تاکنون درخصوص مسائلی که در آن قطعه قرارداد اجتماعی مورد بحث قرار گرفته، مطرح شده است.

«قرارداد اجتماعی» همچنین با ترجمه‌هایی از سعید حبیبی (با نشر ابرسفید)، غلامحسین زیرک زاده (با انتشارات قاصدصبا) و منوچهر کیا (با انتشارات گنجینه) نیز به ایرانیان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...