مونتسکیو

17 خرداد 1400

مونتسکیو

پیشوای انقلاب فرانسه است... به هنگام غسل تعمید گدایی را به پدرخواندگی او برگزیدند تا او در سراسر زندگی به یاد داشته باشد که فقیران همه برادران اویند... اعلام کرد که مذهب از طرف اشخاص متنفذ و مقتدر ابداع شده تا تسلط آنان را بر مردم حقیر و فرودست تثبیت کند... دو ایرانی ساده‌لوح را نشان می‌دهد که به پاریس آمده‌اند و از همه‌چیز شگفت‌زده شده... تشکیلات سیاسی یک کشور بستگی دارد به گذشته‌ی تاریخی، به آداب و رسوم، به درجه‌ی پیشرفت اقتصادی، مذهب و اقلیم و مانند آن...

مونتسکیو، شارل لویی دوسکوندا (بارون دولابرد ا دو) Montesquieu, Charles Louis de Secondat (Baron de la Brede et de) نویسنده، ادیب و متفکر فرانسوی (1689-1755). شارل لوئی در قصر برد Chateau de la Brède نزدیک شهر بردو Bordeaux زاده شد. خانواده‌اش در آنجا دارای سمت‌هایی رسمی بودند و به هنگام غسل تعمید گدایی را به پدرخواندگی او برگزیدند تا او در سراسر زندگی به یاد داشته باشد که فقیران همه برادران اویند. شارل لوئی در میان روستائیان منطقه‌ی بردو بزرگ شد و با لهجه‌‌ی محلی چنان مأنوس گشت که حتی در زمان شهرت و افتخار نیز نتوانست با لهجه‌ی پاریسی تکلم کند. از 1700 تا 1705 در کالج ژویی Juilly به تحصیل پرداخت. این کالج در آموزش تاریخ مقامی ممتاز داشت و بعدها تأثیرش در زندگی ادبی مونتسکیو آشکار گشت. وی پس از آن در بردو به تحصیلات حقوق ادامه داد و در 1708 اجازه‌ی وکالت دعاوی به‌دست آورد، سپس به پاریس رفت و چهار سال ماند.

در 1711 رساله‌ای منتشر کرد با عنوان محکومیت جاودانی مشرکان Damnation éternelle des palens در تأکید این موضوع که به هیچ‌وجه متفکران دوره‌ی شرک در عهد کهن به دوزخ فرستاده نشده‌اند. در 1713 مونتسکیو به بردو بازگشت تا در مرگ پدر حضور یابد. در بیست و چهارم فوریه‌ی 1714 به سمت مشاور حقوق پارلمان بردو انتخاب گشت. در 1715 با دختر ثروتمندی ازدواج کرد و در 1716 به عضویت آکادمی بردو که تازه تأسیس شده بود، برگزیده شد. عمویش که نام مونتسکیو را به او داده بود، درگذشت. در حالی‌که مقام ریاست پارلمان شهر بردو را به او واگذاشت، چند روز پیش از شروع کار، مونتسکیو در آکادمی علمی رساله‌ای قرائت کرد با عنوان درباره‌ی سیاست رومی‌ها از جنبه‌ی مذهبی Sur la politique des Romains en matière de religion و در آن اعلام کرد که مذهب از طرف اشخاص متنفذ و مقتدر ابداع شده تا تسلط آنان را بر مردم حقیر و فرودست تثبیت کند. مونتسکیو پس از آن وقت خود را میان پارییس و بردو گذراند، دیگر به علوم انسانی علاقه‌ی خاصی نشان نداد، به علوم فیزیک و شیمی و علوم طبیعی روی آورد و در آزمایشگاهش به آزمایش‌های گوناگون درباره‌ی مستی، تب نوبه، صدف‌ها و موضوع‌های گوناگون دیگر دست زد.

در 1718 رساله‌ی درباره‌ی انعکاس صوت Mémoire sur l'écho همچنین رساله‌ی درباره‌ی بیماری‌های غدد کلیوی Mémoire sur les maladies des glandes rénales را انتشار داد، اما این تحقیق‌ها و تجسس‌ها دوام نیافت، بلکه تنها بشر و شگفتی‌های روح این حیوان عجیب بود که همه‌ی توجه و علاقه‌ی مونتسکیو را به خود اختصاص داد. در 1721 کتاب نامه‌های ایرانی Lettres Persanes را بدون ذکر نام منتشر کرد، داستانی تخیلی که نویسنده در آن دو ایرانی ساده‌لوح را نشان می‌دهد که به پاریس آمده‌اند و از همه‌چیز شگفت‌زده شده و با نگاهی ساده لوحانه به جامعه‌ای که در آن به‌سر می‌برند، می‌نگرند. مونتسکیو بدین‌طریق از مردم پاریس دعوت کرده که شهر و زندگی خود را بشناسند، آن‌چنان‌که گویی اصفهان یا زندگی مردم ایران را شناخته‌اند. نویسنده که قصد داشته است از رسوم و آداب، مذهب، سیاست و ادب فرانسه‌ی عصر خود انتقادی به‌عمل آورد، کتابش را چون تصویری بسیار دقیق از جامعه‌ی نوین ساخته است، سرشار از ذوق و ظرافت. نامه‌های ایرانی از نظر انتقاد از سازمان‌ها و مطالعه‌ی شیوه‌ی حکومت سیاسی و از نظر جامعه‌شناسی، اندیشه و شخصیت واقعی مونتسکیو را نشان می‌دهد که با وجود بیان گستاخانه و بی‌پروای آن به سبب بدیع‌بودن، درهای آکادمی فرانسه را بر نویسنده‌اش گشود.

نامه‌های ایرانی بسیار درخشید و چندین‌بار به چاپ رسید و نویسنده را بر آن داشت که تا حد امکان در پاریس اقامت داشته باشد. در پاریس زندگی اجتماعی و پرشوری را پیش گرفت و در عین حال ناچار بود به املاک و تاکستان‌ها و صادرات شراب سفید و شراب قرمز و مشروب‌های الکلی خود رسیدگی کند. مونتسکیو از تاریخ به فلسفه و سیاست کشیده شد و به نوشتن یک رشته رساله‌های کوتاه پرداخت، همواره در آرزوی آن بود که با قاطعیت به این نکته پی برد که حقیقت عظمت انسانی کجا نهفته است. در این زمینه نوشته‌هایی انتشار داد، از آن جمله است: وظایف Devoirs و گفت و شنود سیلا و اوکرات Dialogue de Sylla et d'Eucrate (1724) که از شاهکارهای نثر فرانسه به‌شمار می‌آید و از اصالت و صراحت و استحکام فراوان برخوردار است. مونتسکیو در 1727 به عضویت آکادمی فرانسه انتخاب شد، شغل خود را در بردو به دیگری واگذاشت و سفری طولانی را به اروپا آغاز کرد، از وین، ایتالیا، آلمان، هلند و انگلستان دیدن کرد و تا 1732 در انگلستان ماند. همه‌جا نتیجه‌ی مطالعات خود را یادداشت می‌کرد و مواد فراوانی درباره‌ی مسائل گوناگون بر روی هم می‌انباشت تا در اثر بزرگ خود از آنها سود برد. پس از آن با انتشار چند اثر تاریخی خود را مورخی فیلسوف معرفی کرد.

مونتسکیو، شارل لویی دوسکوندا (بارون دولابرد ا دو) Montesquieu, Charles Louis de Secondat (Baron de la Brede et de)

از آثار تاریخی او ملاحظاتی درباره‌ی علل عظمت رومی‌ها و انحطاطشان Considèrations sur les causes de la grandeur des Romains et de leur dècadence است که در آن بی‌آنکه درصدد نقل حوادث برآید، در علل این حوادث تعمق کرده و تحول ملت را که بیشتر به وضع سیاست داخلی و اداری بستگی می‌یابد، مورد مطالعه و بحث قرار داده است. مونتسکیو پس از انتشار چندین اثر در زمینه‌ی تاریخ، سرانجام به خلق اثر بزرگی دست زد که بزرگترین افتخار را برایش فراهم آورد. این کتاب روح‌القوانین L'Esprit des Lois است که نویسنده متجاوز از بیست سال بر سر آن کار کرد و انتشارش بلادرنگ با پیروزی عظیم همراه شد. روح‌القوانین تجسس و تحلیل عمیقی است که بسیار گسترده در روح و فرهنگ ملت‌ها و سرنوشت سیاسی آنان که نویسنده با نبوغ و استادی خود توانسته است آنها را به‌وسیله‌ی داستان‌های عینی و گاه بسیار زنده و همچنین به‌وسیله‌ی سبک ممتاز خود مطبوع و دلپذیر سازد. مونتسکیو در کتاب روح‌القوانین نشان می‌دهد که هیچ نوع سیاستی کمال مطلوب نیست و تشکیلات سیاسی یک کشور بستگی دارد به گذشته‌ی تاریخی، به آداب و رسوم، به درجه‌ی پیشرفت اقتصادی، مذهب و اقلیم و مانند آن. به طور کلی مونتسکیو در این اثر اصول و مبانی تازه‌ای برای حکومت به‌وجود آورده است، تسلط و استبداد سیاسی را از میان برمی‌دارد، به سه قدرت مقننه، قضائیه و اجرائیه معتقد است و می‌گوید طبقه‌ی معین، شهرنشین یا یک شاهزاده نیست که حکومت می‌کند، تنها قانون فرمانروای مطلق است. کتاب روح‌القوانین رجال سیاست فرانسه را هدایت کرده و به اندیشه‌های آنان الهام بخشیده و در واقع برای مورخان و سیاستمداران قرن نوزدهم مأخذ و مرجعی به شمار آمده است.

این اثر بزرگ همچنانکه مورد ستایش قرار گرفت، مورد حمله نیز واقع شد، چنانکه نویسنده ناچار گشت که در 1750 در رساله‌ای با عنوان دفاع از روح‌القوانین Défense de l'Esprit des Lois به اعتراض‌ها و انتقادها پاسخ گوید. آثار بسیار وسیع مونتسکیو مانند اندیشه‌های من Mes pensées در زمان حیات نویسنده ناشناخته ماند. سال‌ها پس از مرگ، خانواده‌اش به یادداشت‌های او در کتابخانه‌ی شخصی‌اش دست یافتند و به انتشار آنها پرداختند. این نوشته‌ها چندین بار به صورت‌های مختلف به چاپ رسید تا در 1943 که کتابخانه‌ی بردو چاپی بسیار عالی با عنوان دفترها Cahiers از آن ارائه داد. مواد این یادداشت‌ها در سه دفتر فراهم آمده است و در واقع خاطرات روزانه‌ی مونتسکیو است در طول سفر که امکان می‌دهد شخصیت نویسنده بهتر شناخته شود و ادراک او از مشاهداتش روشن‌تر گردد. مونتسکیو برای دایرةالمعارف Encyclopedie مقاله درباره‌ی ذوق L'Essai sur le GoÛt را تهیه کرد که پس از مرگش در جلد هفتم دایرةالمعارف مردم قرار گرفت.

مونتسکیو را از نظر سیاسی، فلسفی و اجتماعی می‌توان پیشوای انقلاب فرانسه خواند و از نظر نویسندگی شخصیتی بود هوشمند که با سبک موجز و روان و استوار خویش از بزرگترین نویسندگان عصر به‌شمار آمد. ولتر درباره‌ی مونتسکیو گفته است: «نابغه‌ای نیرومند و تند و تیز». چستر فیلد Chesterfield گفته است «فضائلش موجب افتخار طبیعت انسانی است و نوشته‌هایش موجب افتخار قوه‌ی مقننه».

ترجمه به فارسی: بلندی رومیان و پستی کارشان؛ روح‌القوانین؛ لیزیماک؛ نامه‌های ایرانی.

زهرا خانلری. فرهنگ ادبیات جهان. خوارزمی

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...