«زیبا مثل ماگنولیا» [Frida Kahlo] نوشته جری سوتر [gerry souter] و ترجمه نیلوفر آقاابراهیمی توسط نشر علم منتشر شد. این کتاب زندگینامه و تحلیل آثار فریدا کالو، هنرمند سرشناس مکزیکی است.

زیبا مثل ماگنولیا: نگاهی به زندگی و آثار فریدا کالو

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «زیبا مثل ماگنولیا» با شمارگان ۴۴۰ نسخه، ۱۱۸ صفحه (قطع جیبی پالتویی) و بهای ۲۴۵۰۰ تومان توسط نشر علم منتشر شد. این کتاب اثری است درباره فریدا کالو، یکی از مطرح‌ترین و نامدارترین هنرمندان معاصر.

فریدا یکی از بزرگترین نقاشان و هنرمندان معاصر مکزیک است که بیش از هر چیز به دلیل پرتره‌های خاص و متفاوتی که از خودش می‌کشد، معروف و شناخته شده است. فریدا خود می‌گوید: «خود را نقاشی خواهم کرد زیرا اغلب تنها هستم، زیرا سوژه‌ای هستم که بهتر از هر سوژه‌ی دیگری می‌شناسمش.»

جری سوتر در کتاب «زیبا مثل ماگنولیا» به سراغ این نقاش قدرتمند مکزیکی رفته و زندگی و آثار او را بررسی کرده است. زندگی‌ فریدا بسیار پر فراز و نشیب‌ بود: بیماری در کودکی، تصادفی هولناک، سقط جنین‌های چندباره، داستان پرشور عاشقانه‌اش با دیه‌گو ریورا که بعداً همسرش شد و تحمل خیانت‌های متعدد او. جری سوتر با نگاهی به زندگی و آثار فریدا کالو، قصه‌ سرگذشت او را بیان و آثار مشهورش را بررسی می‌کند. آثاری که با دیدن هرکدامشان به قدرت درونی افکار و تسلطش بر امور بیرونی زندگی، پی می‌برید.

در بخشی از کتاب آمده است: «فریدا کالو آماتور نبود. او دانش همه‌جانبه و مفصلی در تاریخ هنر داشت و شخصاً آثار هنرمندان بزرگ را در فرصتی که در ایالات متحده به دست آورده بود، بررسی کرد.»

قلم قدرتمند نویسنده «زیبا مثل ماگنولیا» باعث شده تا مخاطب در عین ایجاز کلام با زندگی و هنر فریدا کالو آشنایی نسبتا کاملی پیدا کند. قدرت مترجم در برگردان کتاب نیز مهم است به طوری که مخاطب ایرانی با هیچ جمله نامفهومی مواجه نمی‌شود. به هر حال کالو را باید شناخت، چه زندگی و چه هنرش را. او هنرمندی خاص بود و دغدغه‌های اجتماعی مهمی هم داشت. باید او را به عنوان یک هنرمند «مساله محور» به همگان معرفی کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...