به گزارش کتاب نیوز، به نقل از مهر، موسسه پژوهشی چاپ و نشر نظر کتاب «ویروس مجموعه داری» اثر پرویز تناولی را با شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه، ۱۵۸ صفحه و بهای ۶۰ هزار تومان منتشر کرد. این کتاب شامل تصاویر آثاری است که در مجموعه شخصی پرویز تناولی وجود دارند و او این آثار را طی ۶۰ سال جمع آوری کرده است. تناولی اشاره کرده که هدف از انتشار این آلبوم در قالب کتاب، آگاهی مردم بویژه مورخان و پژوهشگران هنر معاصر ایران از این آثار است.

ویروس مجموعه داری پرویز تناولی

تناولی در بخشی از مقدمه خود بر این کتاب نوشته است: «ویروس مجموعه‌داری، که از همان کودکی به جانم افتاده بود، با گذشت زمان و در نوجوانی به ویروسی دائمی تبدیل شد. نوع ویروسی که به جان من افتاده بود با ویروسی که به جان دولتمردان می‌افتد، فرق داشت. برخی از مجموعه‌داران اصرار به داشتن همه چیز دارند و برخی تنها آثار شناخته شده را طالب‌اند و عده‌ای هم به دنبال عدد و رقم‌اند. اما ویروس من از نوع جمع‌آوری ناشناخته‌ها و کم‌یافت‌ها بود. اگرچه قسمت اعظم هّم من صرف صنایع گذشته ایران می‌شد، اما از هنر معاصر نیز غافل نبودم و چنین بود که در بخش هنر معاصر هیچ‌گاه توفیق دستیابی به هرآنچه که می‌خواستم، نیافتم و از محتوای کتاب موجود فراتر نرفتم.

به استثنای چهار طرحی که در آغاز کتاب آمده، بقیه آثاری را که تصویرشان در این کتاب عرضه می‌شود، می‌توان به دو بخش با فاصله زمانی طولانی تقسیم کرد: بخش اول مربوط به دهه‌های چهل و پنجام و پیش از انقلاب و بخش دوم حاصل بیست سال اخیر است. نکته مشترک بین آنها این است که شخصاً با هنرمندانشان آشنایی داشته‌ام.»

پرویز تناولی (زاده ۳ فروردین ۱۳۱۶) مجسمه‌ساز، نقاش، پژوهش‌گر و مجموعه‌دار ایرانی است. از وی به عنوان یکی از پیش‌گامان مکتب سقاخانه یاد می‌شود. وی از شناخته‌شده‌ترین هنرمندان ایرانی است. مجموعه مجسمه‌های «هیچ»، «دست‌ها» و «قفل و قفس» در زمره معروف‌ترین آثار پرویز تناولی قرار دارند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...