کتاب «ردیف برگزیده برای ساز نی؛ برگرفته از کتاب دوره‌ ابتدایی سنتور استاد فرامرز پایور» تنظیم و اجرای خلیل ملکی توسط انتشارات ماهور منتشر شد.

ردیف برگزیده برای ساز نی؛ برگرفته از کتاب دوره‌ ابتدایی سنتور استاد فرامرز پایور

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «ردیف برگزیده برای ساز نی» با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۴۸ صفحه (به همراه چهار cd صوتی) و بهای ۳۵۰ هزار تومان توسط موسسه فرهنگی - هنری ماهور منتشر و راهی بازار نشر شده است.

همان‌طور که از نام اثر پیداست کتاب حاضر باز نویسی دوره ابتدایی سنتور فرامرز پایور در کوک های متداول برای اجرای ساز نی است. توجه به روایت های مختلف ردیف موسیقی به همراه بهره گیری از گونه های موسیقی ایرانی مانند مقدمه، چهارمضراب و رنگ در هر دستگاه، و همچنین استفاده از یک غزل با وزن عروضی مشخص، برای بیان حالت های آوازی گوشه های مختلف، و پیوستگی و هماهنگی بین گوشه ها و فرود یک گوشه با آغاز گوشه بعد، از برجستگی های کتاب دوره ابتدایی پایور است که طبیعتا همه این ویژگی‌ها به کتاب «ردیف برگزیده برای ساز نی» هم منتقل شده و آن را از سایر کتاب‌های آموزشیِ ساز نی ممتاز و متمایز کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...