نوید فرخی از چاپ ترجمه کتاب مصور «پنج‌مشت محکم علم؛ دوئل تسلا و ادیسون» [Five Fists Of Science] نوشته مَت فراکشن [Matt Fraction] با نام فرعی دوئل تسلا و ادیسون توسط نشر سارات خبر داد.

پنج مشت محکم علم» [Five Fists Of Science] نوشته مَت فراکشن [Matt Fraction]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نوید فرخی مترجم و پژوهشگر ادبیات علمی تخیلی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: درباره موضوع کتاب باید بگویم که اختلافات نیکولا تسلا دانشمند نابغه صرب و توماس ادیسون مخترع برجسته آمریکایی برکسی پوشیده نیست. اما تا دهه‌ها تلاش‌های تسلا نادیده گرفته می شد تا اینکه به تدریج اهمیت فعالیت‌هایش در زمینه‌های مختلف آشکار شد. امروز دیگر درگیری تسلا و ادیسون در دوره همکاری‌شان مسئله‌ای آشکار محسوب می‌شود.

وی افزود: رویکردی که تسلا به مسائل مختلف داشت، هنوز هم اهمیت خود را از دست نداده و اتفاقا با موج تازه‌ای که بین جوامع نسبت به علم و فناوری ایجاد شده، بیش از هر زمان دیگری توجهات را به خود معطوف کرده است. کتاب «پنج‌مشت محکم علم» با پس‌زمینه‌ای علمی-تخیلی در ابتدای قرن بیستم، دغدغه‌هایی دارد که حتی امروز هم برای بشر به‌عنوان چالش مطرح‌اند؛ دغدغه‌هایی مثل پیشرفت، توسعه، علم، صلح و... . این‌دغدغه‌ها در قالب یک‌داستان ماجراجویانه مطرح شده‌اند.

این‌مترجم در ادامه گفت: هرچند کتاب موردنظر در ژانر علمی-تخیلی قرار دارد و حالتی ماجراجویانه و خیالی دارد اما دارای زیرلایه‌های معنایی هم هست و به مسائل عمیق انسانی همچون جنگ و صلح با رویکردی انتقادی نگاه می‌کند. «پنج‌مشت محکم علم» مصور یا پی‌نما و مجموعه‌ای از نقاشی‌های دنباله‌دار است که ماجرایی را روایت می‌کنند. در کشور ما این رده از داستان‌ها در دهه پنجاه شمسی توسط انتشارات یونیورسال رایج شد که نمونه‌های بارزش، داستان‌های تن‌تن و میلو بودند. کتاب موردنظر، در این رده از داستان‌ها قرار دارد.

فرخی گفت: «پنج‌مشت محکم علم» با ۱۲۰ صفحه مصور، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۷۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...