بوکر 2022 [Booker Prize] برای نخستین بار به یک رمان هندی اعطا شد.

مقبره شنی» (Tomb of Sand)  گیتانجالی شری [Geetanjali Shree]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، جایزه بین‌المللی بوکر که هر ساله به بهترین اثر داستانی ترجمه شده به زبان انگلیسی اهدا می‌شود، روز گذشته به رمان «مقبره شنی» (Tomb of Sand) اثر گیتانجالی شری [Geetanjali Shree] نویسنده هندی و دیزی راکول مترجم آمریکایی اهدا شد.

رمان مقبره شنی که از هندی به انگلیسی ترجمه شده، نخستین رمان به زبان هندی است که برنده جایزه بوکر بین المللی می شود.

جایزه نقدی ۶۳ هزار دلاری که به برنده این جایزه بوکر اهدا می‌شود، به رسم هر سال بین نویسنده و مترجم اثر تقسیم خواهد شد.

مقبره شنی روایتگر داستان یک پیرزن ۸۰ ساله است که پس از مرگ همسرش دچار افسردگی می‌شود، اما در نهایت به مشکل روحی خود فائق آمده و تصمیم می‌گیرد به پاکستان سفر کند تا با گذشته‌ای روبه‌رو شود که از دوران تقسیم هند به کابوس او تبدیل شده بود.

گیتانجالی شری تاکنون سه رمان و چند مجموعه داستانی نوشته است که به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، آلمانی، صربی و کره‌ای ترجمه شده‌اند.

مقبره شنی برای رسیدن به جایزه بوکر از سد فهرستی از پنج نامزد دیگر شامل یک نام جدید (A New Name: Septology VI-VII) نوشته جان فوس ترجمه شده از زبان نروژی، ‎خرگوش نفرین شده (Cursed Bunny) اثر بورا چانگ ترجمه شده از زبان کره‌ای، کتاب‌های یعقوب (The Books of Jacob) نوشته الگا توکارچوک ترجمه شده از زبان لهستانی، بهشت ( Heaven) اثر میکو کاواکامی ترجمه شده از زبان ژاپنی و النا می‌داند (Elena Knows) اثر کلودیا پینیرو ترجمه شده از زبان اسپانیایی.

جایزه بوکر بین‌المللی هر ساله به یک رمان ترجمه شده به زبان انگلیسی اهدا می‌شود که در انگلستان یا ایرلند منتشر شده باشد. هدف از اهدای این جایزه، تشویق ناشر و خواننده به نشر و مطالعه کتاب‌های داستانی از سراسر جهان و معرفی و تبلیغ کار مترجمان است. هم رمان‌ها و هم مجموعه داستان‌های کوتاه واجد شرایط رقابت برای دریافت این جایزه هستند. به نویسنده و مترجم اثر برگزیده مشترکا یک جایزه نقدی ۵۰ هزار پوندی (۶۳ هزار دلاری) اهدا می ‌شود و نویسندگانی که به فهرست کوتاه این جایزه راه پیدا کنند نیز هرکدام یک هزار پوند دریافت می‌کنند.

سال گذشته دیوید دیوپ با رمان «در شب همه خون‌ها سیاه است» جایزه بوکر بین‌المللی را از آن خود کرد و به نخستین برنده فرانسوی تاریخ این جایزه تبدیل شد.

................ هر روز با کتاب ................

تجربه‌نگاری نخست‌وزیر کشوری کوچک با جمعیت ۴ میلیون نفری که اکنون یک شرکت مشاوره‌ی بین‌المللی را اداره می‌کند... در دوران او شاخص سهولت کسب و کار از رتبه ١١٢ (در ٢٠٠۶) به ٨ (در ٢٠١۴) رسید... برای به دست آوردن شغلی مانند افسر پلیس که ماهانه ٢٠ دلار درآمد داشت باید ٢٠٠٠ دلار رشوه می‌دادید... تقریبا ٨٠درصد گرجستانی‌ها گفته بودند که رشوه، بخش اصلی زندگی‌شان است... نباید شرکت‌های دولتی به عنوان سرمایه‌گذار یک شرکت دولتی انتخاب شوند: خصولتی سازی! ...
هنرمندی خوش‌تیپ به‌نام جد مارتین به موفقیت‌های حرفه‌ای غیرمعمولی دست می‌یابد. عشقِ اُلگا، روزنامه‌نگاری روسی را به دست می‌آورد که «کاملا با تصویر زیبایی اسلاوی که به‌دست آژانس‌های مدلینگ از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی رایج شده است، مطابقت دارد» و به جمع نخبگان جهانی هنر می‌پیوندد... هنرمندی ناامید است که قبلا به‌عنوان یک دانشجوی جوان معماری، کمال‌گرایی پرشور بوده است... آگاهیِ بیشتر از بدترشدنِ زندگی روزمره و چشم‌انداز آن ...
آیا مواجهه ما با مفهوم عدالت مثل مواجهه با مشروطه بوده است؟... «عدالت به مثابه انصاف» یا «عدالت به عنوان توازن و تناسب» هر دو از تعاریف عدالت هستند، اما عدالت و زمینه‌های اجتماعی از تعاریف عدالت نیستند... تولیدات فکری در حوزه سیاست و مسائل اجتماعی در دوره مشروطه قوی‌تر و بیشتر بوده یا بعد از انقلاب؟... مشروطه تبریز و گیلان و تاحدی مشهد تاحدی متفاوت بود و به سمت اندیشه‌ای که از قفقاز می‌آمد، گرایش داشت... اصرارمان بر بی‌نیازی به مشروطه و اینکه نسبتی با آن نداریم، بخشی از مشکلات است ...
وقتی با یک مستبد بی‌رحم که دشمنانش را شکنجه کرده است، صبحانه می‌خورید، شگفت‌آور است که چقدر به ندرت احساس می‌کنید روبه‌روی یک شیطان نشسته یا ایستاده‌اید. آنها اغلب جذاب هستند، شوخی می‌کنند و لبخند می‌زنند... در شرایط مناسب، هر کسی می‌تواند تبدیل به یک هیولا شود... سیستم‌های خوب رهبران بهتر را جذب می‌کنند و سیستم‌های بد رهبران فاسد را جذب می‌کنند... به جای نتیجه، روی تصمیم‌گیری‌ها تمرکز کنیم ...
دی ماهی که گذشت، عمر وبلاگ نویسی من ۲۰ سال تمام شد... مهر سال ۸۸ وبلاگم برای اولین بار فیلتر شد... دی ماه سال ۹۱ دو یا سه هفته مانده به امتحانات پایان ترم اول مقطع کارشناسی ارشد از دانشگاه اخراج شدم... نه عضو دسته و گروهی بودم و هستم، نه بیانیه‌ای امضا کرده بودم، نه در تجمعی بودم. تنها آزارم! وبلاگ نویسی و فعالیت مدنی با اسم خودم و نه اسم مستعار بود... به اعتبار حافظه کوتاه مدتی که جامعه‌ی ایرانی از عوارض آن در طول تاریخ رنج برده است، باید همیشه خود را در معرض مرور گذشته قرار دهیم ...