داستان بلند «دیگر ماجراهای اتفاقی مرد صد ساله» اثر یوناس یوناسن در ایران ترجمه و منتشر شد.

به گزارش مهر، شخصیت اصلی این رمان آلن کارسن در رمان تحسین شده «ماجرای پیرمرد صد ساله‌ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد» نیز شخصیت محوری بود و به گفته نویسنده در مقدمه این رمان، او را مجاب کرد تا دنباله‌ای بر داستان‌های او بنویسد.

کارسن در این رمان درگیر سفر به کشورهای مختلفی شده و با برخی از رهبران سیاسی دنیا مانند ترامپ و کیم جون اون دیدار می‌کند. دستی در تجارت اورانیوم غنی‌شده می‌برد و به انجام برخی مناسبات دیپلماتیک توجه نشان می‌دهد. داستان از یک سفر تفریحی آلن به همراه دوستش بر فراز اقیانوس آرام شروع می‌شود. سفری تفریحی با بالون. اما ناگهان اهرم مشعل بالون می‌شکند و آنها در جایی بر فراز اقیانوس هند سقوط می‌کنند.

یوناسن در این رمان طنزآمیز به گفته خودش در مقدمه، درباره اتفاقات اخیر جهان نوشته است و از برخی شخصیت‌های سیاس مشهور دنیا و آدم‌های اطراف آنها برای طرح داستانش استفاده کرده است. او گفته است که دوست داشته برخی از این رهبران و نگاه از بالا به پایینشان را در این کتاب دست بیاندازد ولی از شأن انسانی آنها کم نمی‌کند.

این رمان را نشر چترنگ در ۵۱۵ صفحه با قیمت ۵۹ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ..............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...