جایزه ۱۰ هزاردلاری آلبرتین [albertine] یکی از تنها جوایز ادبی ایالات متحده است که برنده آن توسط خوانندگان انتخاب می‌شود. امسال رمان «مسلمان» [Muslim] نوشته زاهیه رحمانی[Zahia Rahmani] یک نویسنده الجزایری تبار توانست این جایزه را کسب کند.

«مسلمان» [Muslim] نوشته زاهیه رحمانی[Zahia Rahmani]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا،، جایزه ۱۰ هزار دلاری آلبرتین یکی از تنها جوایز ادبی ایالات متحده است که برنده آن توسط خوانندگان انتخاب می‌شود و نه هیئت داوران، فهرست نامزدهای خود شامل پنج اثر داستانی نوشته‌شده به فرانسوی، ترجمه‌شده به انگلیسی و منتشر شده در ایالات متحده در سال گذشته را منتشر کرد.

جایزه آلبرتین هر سال توسط سفارت فرانسه در ایالات متحده آمریکا با همکاری فروشگاه کتابی به همین نام به بهترین کتاب انتخاب شده توسط کاربران و مخاطبان انگلیسی زبان اعطاء می‌شود. بخش فرهنگی سفارت فرانسه مسئول اصلی اجرای فرآیند انتخاب و اعطای جایزه به نویسندگان است.

امسال رمان زاهیه رحمانی نویسنده الجزایری‌تبار ساکن فرانسه با رمان «مسلمان» توانست این جایزه را کسب کند. رمان مسلمان توسط «مت ریک» به زبان انگلیسی ترجمه شده است. این رمان ماجرای زنی جوان را روایت می‌کند که در جست‌وجوی هویت گم‌شده خود است که در زمینه آن مسائل تضادهای فرهنگی و زبانی جوامع مختلف را بررسی می‌کند.

زاهیه در این رمان به عنوان یک زن مسلمان ساکن فرانسه در اصل از دغدغه‌های جامعه مسلمان ساکن این کشور صحبت می‌کند و اینکه در یک زمان واحد فرانسوی بودن و مسلمان بودن چه معنایی می‌تواند داشته باشد.

«گیتان برونل» مشاور فرهنگی سفارت فرانسه در آمریکا گفت: در اصل مخاطبان انگلیسی زبان امسال کتابی را انتخاب کردند که منعکس‌کننده رویدادها و اتفاقات سال جاری است. این رمان و حوادث آن در واقع دنیای امروز را روایت می‌کند و ما از اعطای جایزه آلبرتین به این رمان افتخار می‌کنیم. رمان مسلمان از سوی انتشارات دیپ ولوم در بازار کتاب آمریکا منتشر شده است.

به گفته برونل قرار است طی مراسمی مجازی جایزه به نویسنده و مترجم آن اعطاء شود. نگار جوادی نویسنده ایرانی‌ رمان از شرق بریده در سال 2019 نامزد دریافت این جایزه معرفی شده بود.

نامزدهای دیگر دریافت جایزه امسال کتاب‌های زیر بودند:
انیمالیا نوشته ژان باپتیس دل‌امو ترجمه فرانک وین/ انتشارات گروف
سریع رشد کن نوشته یانیک هانل ترجمه ترسا فاگان/انتشارات ادرپرس
کانجائو نوشته لیونل تریولوت ترجمه گرچن اسمیت / انتشارات شافنر
ورنون سابوتکس نوشته ویرجین دسپنتس ترجمه فرانک وین / انتشارات FSG

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...