«ویرانگر شاهان» نخستین جلد از مجموعه «آوای اژدهایان» با ترجمه هادی امینی توسط کتابسرای تندیس منتشر شد.

ایرنا- کیهرین، نوجوانی یتیم که در محله‌ فاسد بزرگ شده و یاد گرفته با دزدی و خوانندگی همراه پدرخوانده‌اش که نوازنده دوره‌گرد است، زندگی کند ناگهان در میانه نبردی چندهزارساله میان خیر و شر وارد شده و با رویدادها و پدیده‌هایی مواجه می‌شود که شگفت انگیز و باورنکردنی هستند. او حقایقی را درک می‌کند که از قوه تخیلش فراتر است. سرنوشت امپراتوری، سرنوشت حیات، سرنوشت  دنیا و سرنوشت خیر به اقدامات این نوجوان بستگی دارد و باید برای نبردی تعلیم ببیند و آماده شود که فراتر از قدرت اوست.

ویرانگر شاهان نخستین عنوان از مجموعه سه‌گانه فانتزی و علمی - تخیلی آوای اژدهایان نوشته جن لیونز (Jenn Lyons) است. نویسنده ۲۰ سال به‌عنوان هنرمند گرافیست و بیش از یک دهه در زمینه بازی های ویدئویی فعالیت داشته است. وی همواره با ایده‌های مختلفی از اسطوره‌های خلقت نزد سومری‌ها تا مسائل معاصر زیسته است. این نویسنده در دوره های مختلف زندگی خود به باستان‌شناسی، مردم‌شناسی و معماری علاقمند بوده است.

این هنرمند و نویسنده آمریکایی در آتلانتا در ایالت جرجیا زندگی می کند و کتاب ویرانگر شاهان اولین رمان وی اوست. نشریه آمریکایی نقد و بررسی کتاب به نام کرکوس در زمینه فانتزی و علمی - تخلیی این کتاب را بهترین انتخاب سال ۲۰۱۹ عنوان کرد.

در بخشی از کتاب یادشده می‌خوانیم؛ 

«یه قصه برام بگو»
هیولا به سمت میله‌های آهنی سلول کیرین قدم زد. سنگ کوچک مسطحی بینشان روی زمین گذاشت و آن را به جلو هل داد.
اصلا شباهتی به هیولا نداشت. تالون شبیه دختری بود حدودا بیست ساله ... او قربانیانش را پیش از این که به وعده غذایی بعدی‌اش مبدل شوند با ظاهر نزدیکان کشته‌شده شان می‌فریفت. اینکه حالا او زندانبان کیهرین بود مثل این بود که گربه‌ای را برای محافظت از مخزن ماهی ها بگمارند.
«حتما شوخی می‌کنی».
کیهرین سرش را بلند کرد و به او خیره شد.
تالون با سر ناخن سیاهش، قسمتی از ملات دیوار پت سرش را کند. «کلافه شدم». ...
کیهرین دنبال جایی می‌گشت تا به آن خیره شود. ولی دیوارها خالی بودند نه پنجره‌ای وجود داشت و نه جایی برای حواس‌پرتی. تنها نور اتاق هم از چراغ کم‌نوری می‌آمد که بیرون سلول آویزان بود. کیهرین نمی‌توانست از آن برای آتش‌سوزی استفاده کند. اگر رختخوابی به او می‌دادند خیلی دلش می‌خواست آن را به آتش بکشد.

انتشارات کتابسرای تندیس این کتاب را در ۸۳۸ صفحه در شمارگان ۵۰۰ نسخه با ترجمه هادی امینی منتشر کرده است. این انتشارات پیشتر نیز دوره هشت جلدی نیروی سیگما نوشته جیمز رولینز را با ترجمه امینی منتشر کرده است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...