رمان «فقط گوش کن» [Just listen] نوشته سارا دسن [Sarah Dessen] با ترجمه مینا فخری‌لو از سوی نشر نون روانه بازار کتاب شد. پیش از این رمان دیگری با نام «به من بگو ابدیت یعنی چه» از این نویسنده ترجمه و منتشر شده بود.

فقط گوش کن» [Just listen] نوشته سارا دسن [Sarah Dessen]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، رمان «فقط گوش کن» داستان آنابل گرین است، مدل نوجوانی که سعی دارد از پیامدهای تجربه‌ای ناخوشایند بهبود یابد، اتفاقی که منجر به دور شدن او از خانواده و دوستانش شده است. به گذشته می‌رویم و با او آن رویداد را تجربه می‌کنیم و در لحظۀ حال همراه با دوست جدیدش، اوئن آرمسترانگ، جوان پرشور و عاشق موسیقی که هرگز نمی‌تواند دروغ بگوید، آرامش و عشق را احساس می‌کنیم.

«فقط گوش کن» درباره پذیرفتن حقیقت و نیز شهامت گفتن آن است و ماجراهایش به موج‌هایی می‌ماند که در پی هم فرود می‌آیند و اوج می‌گیرند و احساسی که خواننده هنگام خواندنش دارد احساس غریقی است که اندک‌اندک خود را از ژرفای آب به سطح می‌رساند و نفسی عمیق می‌کشد.

سارا دسن، متولد سال ۱۹۷۰، از پرفروش‌ترین نویسنده‌های آمریکاست. کتاب‌های او در بیش از ۳۰ کشور منتشر شده و جوایز متعددی، از جمله جایزه مارگارت ای. ادواردز، را به دست آورده است. دسن راوی زندگی سرشار از دگرگونی جوانان است و زبان کسانی که ناتوان از ابراز احساس و گفتن حقیقت‌اند.

پیش از این رمان «به من بگو ابدیت یعنی چه» نیز از این نویسنده از نشر نون با ترجمه محمدرضا قاسمی منتشر شده که تا کنون به چاپ سوم رسیده است.

رمان «فقط گوش کن» در ۳۵۲ صفحه و با قیمت ۹۹ هزار تومان با ترجمه مینا فخری‌لو توسط نشر نون منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...