آکادمی سوئدی نوبل؛ هان کانگ [Han Kang]،‌ رمان‌نویس ۵۳ساله اهل کره‌جنوبی را به عنوان صد و هفدهمین برنده نوبل ادبیات معرفی کرد.

هان کانگ [Han Kang]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، هان کانگ برای «نثر شاعرانه قدرتمندی که با آسیب‌های تاریخی مواجهه کرده و شکنندگی زندگی انسان را آشکار می‌کند» به عنوان برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۴ برگزیده شد.

از این نویسنده‌ی کره‌ای تا به حال رمان‌های «گیاهخوار»، «کتاب سفید»، «اعمال انسانی» و «درس‌های یونانی»‌ منتشر شده است.

کانگ نویسندگی را از سال ۱۹۹۳ میلادی و با انتشار چندین شعر در مجله «ادبیات و جامعه» آغاز کرد. نخستین نثر او در سال ۱۹۹۵ در قالب مجموعه داستان‌های کوتاهی با عنوان «عشق یوسو» منتشر شد.

او با انتشار رمان «گیاهخوار» به موفقیت جهانی دست پیدا کرد. کانگ در سال ۲۰۱۶ میلادی برای نگارش این رمان که داستان آن به سه قسمت تقسیم شده است برنده جایزه «بوکر بین‌المللی» شد.

«گیاهخوار» در ابتدا به زبان کره‌ای به نگارش درآمده و منتشر شد، سپس توسط «دبورا اسمیت» به زبان انگلیسی ترجمه و به چاپ درآمد. کتاب «گیاهخوار» با ۳ ترجمه در ایران منتشر شده است: ترجمه مهلا سادات عرب در انتشارات آناپنا؛ ترجمه مرضیه‌سادات هاشمی‌پور در انتشارات ماهابه و همچنین با ترجمه نیلوفر رحمانیان تحت عنوان «زنی که درخت شد» در نشر نوای مکتوب.

کانگ همچنین با رمان «اعمال انسان»‌ به فهرست نامزدهای نهایی «بوکر بین‌المللی» سال ۲۰۱۸ راه یافته بود. کتاب «اعمال انسانی» با ترجمه علی‌ قانع در نشر چترنگ در سال ۱۴۰۱ و نیز با ترجمه ندا امیدی در سال ۱۴۰۳ در نشر دانش‌آفرین منتشر شده است.

کتاب «کتاب سفید» او ابتدا با ترجمه نیلوفر رحمانیان در نشر نوای مکتوب در سال ۱۳۹۸ و سپس با عنوان «کتاب سپید» با ترجمه مژگان رنجبر در نشر چترنگ (در سال۱۳۹۷) منتشر شده است.

با انتخاب کانگ به عنوان برنده نوبل ادبیات امسال، او به نخستین نویسنده اهل کره جنوبی تبدیل شد که موفق به دریافت این جایزه شده است.

کانگ هجدهمین زنی ست که تاکنون به عنوان برنده نوبل ادبیات انتخاب شده است.

جایزه نوبل ادبیات از سال ۱۹۰۱ تاکنون ۱۱۷ بار اهدا شده است و برنده ۱۱ میلیون کرون سوئد معادل ۱ میلیون دلار را دریافت می‌کند.

«آنی ارنو» نویسنده زن فرانسوی در سال ۲۰۲۲ برنده این جایزه مهم شد. همچنین «رودیارد کیپلینگ» نویسنده «کتاب جنگل» است که با دریافت این جایزه در ۴۱ سالگی به عنوان جوان‌ترین برنده نوبل ادبیات شناخته می‌شود. زمانی که این جایزه در سال ۲۰۰۷ به دوریس لسینگ نویسنده انگلیسی ( که در آن زمان ۸۸ ساله بود) اهدا شد این نویسنده به سالمندترین برنده نوبل ادبیات تبدیل شد.

نوبل ادبیات در سال‌های ۱۹۱۴، ۱۹۱۸، ۱۹۳۵، ۱۹۴۰، ۱۹۴۱، ۱۹۴۲ و ۱۹۴۳ اعطا نشد و اعطای جایزه نوبل مشترک که در شاخه‌های دیگر نوبل معمول‌تر است، چند باری هم در شاخه ادبیات روی داده است. تاکنون چهار بار نوبل ادبیات مشترکا به دو نفر اعطا شده است: در سال ۱۹۰۴ به طور مشترک به «فردریک میسترال» و «خوزه اچه‌خارای» اهدا شد. در سال ۱۹۱۷ نیز «کارل آدولف گیلروپ» به همراه «هنریک پونتوپیدان» به عنوان برنده برگزیده شدند. در سال ۱۹۶۶، «شموئل یوسف آگنون» و «نلی زاکس» برنده این جایزه شدند و «ایویند جانسون» و «هاری مارتینسون» نیز برگزیدگان سال ۱۹۷۴ بودند.

سال گذشته «یون فوسه» نمایش‌نامه‌نویس و رمان‌نویس نروژی برای «نمایشنامه‌ها و نثرهای بدیع او که صدای ناگفتنی‌هاست» به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۳ معرفی شد.

................ هر روز با کتاب ................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...