رمان «معما در موزه»[The tale teller] نوشته آنه هیلرمن[Anne Evaristo] با ترجمه حمیده نعمتی لفمجانی توسط انتشارات علمی منتشر شد.

به گزارش مهر، آنه هیلرمن نویسنده پرفروش نیویورک تایمز، است که پیش از این، چهار رمان معمایی دیگر نیز از او به چاپ رسیده است که همه آن‌ها جزو پرفروش‌ترین رمان‌های نیویورک تایمز هستند. او دختر تونی هیلرمن، نویسنده مشهور رمان‌های جنایی آمریکاست که در سال ۲۰۰۸ درگذشت.

داستان این‌کتاب درباره کارآگاه جو لیفورن است که درگیر پرونده‌ای پیچیده، معمایی و پر رمز و راز می‌شود. میراثی گران‌بها در موزه ناپدید شده که مربوط به دوره ارزشمندی از تاریخ است. برای حل پرونده، سرهنگ لیفورن با معماهای پیچیده‌ای روبه‌رو می‌شود و در این‌حین با مرگ مظنون اصلی پرونده، همه‌چیز مرموزتر از پیش می‌شود.

داستان این‌کتاب در جنوب غرب آمریکا؛ جایی که قوم ناواهو ساکن هستند، رخ می‌دهد. قوم ناواهو از لحاظ جمعیت دومین قبیله سرخپوست و بومی بزرگ آمریکا محسوب می‌شود.

رمان خارجی «معما در موزه» در 306 صفحه و با قیمت ۵۹ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جستجوی یک دوچرخه‌ی دزدیده‌شده بهانه‌ای به دست نویسنده می‌دهد تا از بیکاری در کشوری سخن گوید که نیم قرن است از این درد رنج می‌کشد... در این رهگذر، محله‌های فقیر و مردمان آن توصیف شده‌اند: دزدان و همدستان آنها، روسپیان و پااندازان، و تاجران مشکوک... شخصیت اصلی داستان سعی می‌کند که پلیس را درگیر این داستان کند، اما کاملاً شکست می‌خورد... با وساطت روسپی می‌تواند دوچرخه‌اش را دوباره از دزد خریداری کند ...
گوشه‌هایی مهم از تاریخ تجدد در ایران... 6 محصل مسلمان از ایران، برای آموختن علوم جدید و آشنایی با تمدن غرب وارد لندن می‌شوند... روبه‌رو شدن با تندروهای مسیحی، تبشیری های متعصب، حلقه‌ی فراماسون‌های پنهان کار، انجمن‌های کارگری رادیکال... جامعه‌ای که تصویر دقیقی از آن در آثار جین آستین ترسیم شده است... یکی از آنها نام کتاب خاطرات خود از این سفر را «حیرت نامه» نامید ...
ماجرای گروه پیکان سیاه در زمان جنگ گل‌ها در انگلستان اتفاق می‌افتد... پدر ریچارد را کشته است تا بتواند قیم او شود و از دارایی‌اش سوءاستفاده کند... ریاکار، خائن، مرافعه‌جو و پیمان‌شکن است و حتی حاضر است در گرماگرم جنگ تغییر تابعیت بدهد تا بتواند از بدبختی شکست‌خوردگان بهره‌برداری کند... جان، در واقع جواناست! دختری یتیم که سر دانیل، قصد دارد او را به همسری ریچارد دربیاورد ...
بازنویسی بخشی از روایت هفت پیکر... یکی از چکمه‌های سمانه گم می‌شود... کابوس‌های جوانی را حکایت می‌کند که خاطرات پدر مرده‌اش، شهر زادگاهش یعنی اصفهان و رودخانه زاینده رود او را به مرز پریشانی می‌رساند... روایت‌گر پسر خنگی است که تا پیش از رفتن به مدرسه حرف نمی‌زند... باید به تنهایی چند اسیر عراقی را به پشت جبهه منتقل کند... تصمیم می گیرد که با همسر واقعی اش همبازی شود ...
ماجرای رستم و سهراب، تنها موردی است که در آن پدری ناخواسته فرزندش را -چون که معترض حکومت شاه ایران شده بود- می‌کشد و تراژدی فرزندکشی را رقم می‌زند... تنها زن باقرآباد که بلد است از روی کتاب شعر بخواند... با یکه‌بزن‌های دیگر به طمع پول همراه شده تا دل «آذر» را به دست بیاورد... اما آذر دلش برای زندگی با «گروهبان رستمی» هوایی شده... معلوم نمی‌شود این مادر متفاوت و قوی، چه تأثیری در زندگی سالار داشته ...