جایزه کتاب ایگنایت [Ignyte Awards] یکی از جوایز معتبر ادبیات و داستان های علمی تخیلی، فانتزی و داستان‌های جنایی در کشور آمریکا برندگان رشته‌های مختلف خود را در سال 2021 اعلام کرد.

خورشید سیاه [Black Sun] نوشته ربکا رانهورس [Rebecca Roanhorse]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، بنیاد فیاکون کمیته برگزارکننده جایزه کتاب ایگنایت یکی از جوایز معتبر ادبیات و داستان های علمی تخیلی، فانتزی و داستان‌های جنایی در کشور آمریکا برندگان رشته‌های مختلف خود را در سال 2021 اعلام کرد. این جایزه هر سال به بهترین کتاب منتشر شده در سال گذشته در این حوزه‌ها اعطا می‌شود.

بهترین رمان بزرگسالان
برنده: خورشید سیاه [Black Sun] نوشته ربکا رانهورس [Rebecca Roanhorse]/ انتشارات ساگا
نامزدهای نهایی :
شهری که ما شدیم نوشته ان.کی. جمیسین/ انتشارات اوربیت
ولگردها نوشته هاو کن لیو/ انتشارات ساگا
تنها سرخپوستان خوب نوشته استفان گراهام جونز/ انتشارات ساگا
معامله نیمه‌شب نوشته سی.ال. پولک/ انتشارات ارنهول

بهترین رمان نوجوانان
برنده: متولد افسانه نوشته تریسی دینون/ انتشارات مارگارت کی. مک الدری
نامزدهای نهایی:
ایلاتسو نوشته دارسی لیتل باجر/ انتشارات لوین کوئیدو
آهنگ زیر آب نوشته بتانی مورو/ انتشارات تور تین
آسمانی فراتر از طوفان نوشته صباح طاهر/ انتشارات رازوبیل

بهترین رمان کوتاه
برنده: بچه شرور توچی اونیبوچی/ انتشارات تور
نامزدهای نهایی:
حلقه فریاد نوشته پی. جلی کلارک/ انتشارات تور
سنگ و فولاد نوشته ابونی دانبار/ انتشارات نئون هملوک
چهار بافت عمیق نوشته ار.بی. لمبرگ/ انتشارات تاچیون
ملکه نمک و ثروت نوشته انجی وو/ انتشارات تور

بهترین داستان کوتاه
برنده: توعالی، چیز شکسته نوشته سی.ال. کلارک/ انتشارات انکنی
سریع‌السیر به ایستگاه راه‌آهن غرب پکن نوشته مو مینگ گو/ انتشارات سامور
موش و فنچ دوست هستند نوشته چیزارام ایلو/ انتشارات استرینج هاریزنز
بدن ، به یاد داشته باش نوشته نیکاسیو آندرس رید/ انتشارات فیرساید
کشور من یک شبح است نوشته یوجنیا تریانتافیلو/ انتشارات انکنی

بهترین مجموعه شعر
برنده: هراس آور نوشته گابریل آسنسیو مورالس ترجمه خوان مارتینز/ انتشارات استرینج هاریزنز
تاریخ کینگ کونگ نوشته رنیور گیتر/ انتشارات اسکیولیتیو سیتی هال
فین نوشته ترز میسون پیر/ انتشارات انکنی
شب گرسنه نوشته میلی هو/ انتشارات انکنی
مرغ مقلد تکوئیلا نوشته ماتار روینسور و رائول گالاردو فلورس، ترجمه خوان مارتینز/ انتشارات استرینج هاریزنز

بهترین گلچین/ مجموعه آثار
برنده: یک ققنوس باید متولد شود نوشته پاتریس کالدول/ انتشارات وایکینگ
خون آشام ها هرگز پیر نمی‌شوند: قصه‌هایی با نیش تازه نوشته زوریدا کوردووا و ناتالی سی پارکر/ انتشارات ایمپرینت
درخشش و خاکستر: داستان‌های عجیب دنیایی که هرگز نمی‌میرد نوشته دیو رینگ/ انتشارات نئون هملوک
نه بار آبی نوشته شری رنه توماس/ انتشارات ترتمن
عشق پس از پایان: گلچینی از داستان‌های دوگانه و غیرمعمول تخیلی نوشته جاشوا وایتهد/ انتشارات آرسنال پالپ

بهترین مستند
برنده: من دهانی ندارم، و باید فریاد بزنم: وظیفه نویسنده سیاه پوست در زمان ناآرامی‌های آمریکا نوشته توچی اونیبوچی/ انتشارات تور
چگونه یک خانواده بسازیم: پیوندهای خونی عجیب‌وغریب در رمان‌های خون‌آشام فمینیست سیاه نوشته تامارا جری/ انتشارات استرینج هاریزنز
ابرقهرمان آفریقایی و میراث کاپیتان آفریقا نوشته سوئی دیویس اوکونگ بووا/ انتشارات تور
آب و هوای خوب، این‌طور نیست؟ نوشته توچی اونیبوچی/ انتشارات بولتن
زندگی ، آزادی و پیگیری سعادت نوشته نیبدیتا سن/ انتشارات انکنی

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...