موزه هنرهای دینی امام علی(ع) و بنیاد فردوسی به مناسبت هزاره جهانی سرایش شاهنامه، نمایشگاه آثار معرق با عنوان «گشایش هزاره» را برگزار خواهد کرد. در این مراسم از کتاب «تابلوهای شاهنامه به روایت هنر معرق» رونمایی می‌شود.

به گزارش ایبنا، در این نمایشگاه 20 اثر معرق از آثار «لیلا رضایی» با طراحی «محمدباقر آقامیری» در ابعاد 70 × 100 بر پایه داستان‌های اساطیری شاهنامه به نمایش گذاشته می‌شود.

نمایشگاه «گشایش هزاره» و مراسم رونمایی از کتاب «تابلوهای شاهنامه به روایت هنر معرق» که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر شده است، ساعت 16:30 یکشنبه 20 دی با حضور «مجتبی آقایی» مدیر هنرهای تجسمی و امور موزه‌های سازمان فرهنگی هنری شهرداری و مدیر موزه هنرهای دینی امام علی(ع)، «یاسر موحدفرد» دبیرکل بنیاد فردوسی، «محمدباقر آقامیری» نقاش و دیگر هنرمندان با مراسم تقدیر بنیاد فردوسی از تلاش‌های هنری «لیلا رضایی» در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) برگزار می‌شود.

نمایشگاه «گشایش هزاره» از 21 تا 24 دی از ساعت 9 تا 17 برای بازدید علاقه‌مندان در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) واقعه در خیابان ولی عصر(عج)، روبروی بزرگراه نیایش، بلوار اسفندیار، شماره 35 برگزار است

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...