چاپ دوم کتاب «فیلیمو شات» با 300 تصویر از بازیگران مجموعه‌های تولیدی فیلیمو منتشر شد.

چاپ دوم فیلیمو شات هانیه توسلی

به گزارش کتاب نیوز، مجموعه‌ای از شات‌های استثنایی سریال‌های شاخص و مسابقات تولیدی پلتفرم فیلیمو، در قالب این کتاب منتشر شده است.

از ابتدای راه‌اندازی فیلیمو تا پاییز ۱۴۰۳ این پلتفرم بیش از 40 مجموعه‌ی اختصاصی در شبکه نمایش خانگی تولید و عرضه کرده است؛ در ویرایش نخست این کتاب بیش از ۳۰۰ قطعه عکس ماندگار از این تولیدات ارائه شده است. این مجموعه‌ها عبارتند از:
سریال آکتور، مسابقه اسکار، سریال بی‌گناه، مسابقه تی‌ان‌تی، رئالتی شو جوکر، سریال جیران، سریال حیثیت‌گمشده، سریال روزی‌روزگاری‌مریخ، سریال رهایم‌کن، سریال زخم‌کاری، تاک شو سپنج، سریال سقوط، مسابقه شبهای‌مافیا:‌زودیاک، مسابقه صداتو، مسابقه گل‌یا‌پوچ، سریال گناه‌فرشته، سریال مگه‌تموم‌عمر‌چند‌تا‌بهاره؟، سریال می‌خواهم‌زنده‌بمانم، سریال نیسان‌آبی، سریال همگناه و سریال یاغی.

معرفی هر مجموعه، به همراه توضیح نقش هر کدام از بازیگران و چهره‌های حاضر در آثار به همراه یک شات برگزیده از ایشان، بدنه اصلی این کتاب را شکل داده است.

نوید محمدزاده

پرویز پرستویی؛ هدیه تهرانی؛ نوید محمدزاده؛ طناز طباطبایی؛ جواد عزتی؛ پریناز ایزدیار؛ پارسا پیروزفر؛ هانیه توسلی؛ علی شادمان، رعنا آزادی‌ور و... از جمله بازیگرانی هستند که شات‌هایی منحصر به‌فرد در این کتاب دارند.

چاپ دوم کتاب «فیلیمو شات» در 156 صفحه تمام رنگی و در قطع وزیری با قیمت ۲۵۰ هزار تومان توسط انتشارات میراث اهل قلم منتشر شده است.

چاپ دوم «فیلیمو شات» را از اینجا می‌توانید تهیه کنید:

خرید کتاب فیلیموشات

................ هر روز با کتاب .................

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...