کتاب «هزارتوی انیمیشن» نوشته بهداد باقری توسط انتشارات ارشدان منتشر و راهی بازار نشر شد.



به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، بهداد باقری نویسنده این‌کتاب در کارنامه کاری خود داوری چندین جشنواره بازی سازی و انیمیشن را دارد و تاکنون بیش از ۱۵ جایزه بین‌المللی در حوزه انیمیشن و بازی سازی را کسب کرده است.

«هزارتوی انیمیشن» شامل شش فصل با عناوین تصویر میانی مقدماتی، تصویر میانی اساسی، تصویر میانی پیشرفته، کارهای اساسی دستیار جان بخش، دستیار جان بخش در مرحله پیشرفتگی و جان بخشی کلی است.

نویسنده پیش از ورود به فصول اصلی کتاب درباره تاریخچه انیمیشن جهان و قالب‌های مختلف انیمیشن مطالبی را آورده است.

در بخشی از این‌کتاب می‌خوانیم:

انیمیشن یعنی نشان دادن تصاویر متحرک به هر صورت و به هر شکل. فکر ساخت انیمیشن از زمانی مطرح شد که در زمان‌های گذشته کسانی به ساخت فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی مشغول بودند به فکر افتادند که چرا فقط از جهان پیرامون خود فیلم تهیه کنند و چرا جهان گسترده وبی نهایت ذهن و تصورات خود را به نمایش نکشند. به همین دلیل آن‌ها به این فکر افتادند که تا با درکنار هم گذاشتن نقاشی‌های متعدد تصاویر متحرک بسازند که به این نحوه ساخت فیلم انیمیشن می‌گویند.

این کتاب در 98 صفحه و قیمت ۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ................

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...