جلد اول از مجموعه «مضراب: تمرین‌هایی برای ساز قانون» ساخته و نواخته پریچهر خواجه توسط انتشارات ماهور منتشر شد.

مضراب: تمرین‌هایی برای ساز قانون پریچهر خواجه

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جلد اول از مجموعه «مضراب: تمرین‌هایی برای ساز قانون» به بهای ۷۰ هزار تومان (به همراه یک لوح فشرده) توسط موسسه فرهنگی – هنری ماهور منتشر شد.

مباحث و مطالب کتاب که برای هنرجویان دوره متوسطه به بالا (هنرجویانی که مهارت‌های پایه نوازندگی را به خوبی آموخته‌اند) تهیه و تدوین شده است، انطباق چندانی با کارگان ردیف دستگاهی ندارد و آنچه بیشتر مدنظر بوده، صرفاً بهره گیری از قواعد درست و بالابردن سطح تکنیک نوازندگی است.

پریچهر خواجه درباره این کتاب نوشته است: «نواختن صحیح و روان هر ساز، افزون بر تمرین مداوم، نیازمند آگاهی از تکنیک و فنون نوازندگی آن ساز است و توجه به ریزه کاری ها و ظرایف، ضروری و اجتناب ناپذیر به نظر می رسد.

کمبود مرجع و کتابی که این نیاز نوازندگان و هنرجویان قانون را برآورده کند از دیرباز وجود داشته است. کتاب حاضر که حاصل بخشی از سال‌ها تلاش و تحقیق بی وقفه و مستمر نگارنده بوده و تمامی مطالب و محتوای آن ابداع و ساخته ذهنیات و تجارب این جانب در این امر است، پاسخی به این نیاز است.

به این منظور، از میان تمرین‌هایی که در این سال‌ها به منظور پیشرفت و تقویت توان نوازندگی هنرجویان ساز قانون تصنیف کرده‌ام، سی تمرین را برگزیده‌ام و برای اینکه این قطعات بهتر در خاطر بنشیند، آنها را به فراخور حالات حسیشان نامگذاری کرده‌ام و مجموعه‌ای فراهم آمد که کتاب پیش روست.»

پریچهر خواجه، عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران و مدرس دانشگاهی ساز قانون است. «ترانه: چهل قطعه برای ساز قانون»، «یاد ۱: سی قطعه برای ساز قانون از استادان موسیقی ایران»، «یاد ۲: سی‌وسه قطعه برای ساز قانون از استادان موسیقی ایران» و «گلنوش: چهل قطعه برای ساز قانون» از دیگر کتاب‌های اوست. کتاب «گلنوش» در اصل گردآوری قطعات زنده‌یاد سیمین آقارضی، موسیقیدان فقید ایرانی و از نوازندگان مطرح ساز قانون است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...