کتاب «تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» [The technique of lighting for television and motion pictures] نوشته جرالد میلرسون [Gerald Millerson] با ترجمه حمید احمد لاری و فؤاد نجف‌زاده توسط انتشارات سروش به چاپ هشتم رسید.

تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» [The technique of lighting for television and motion pictures] نوشته جرالد میلرسون [Gerald Millerson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جرالد میلرسون نویسنده این‌کتاب، سَر ویراستار سلسله کتاب‌هایMedia Manual یکی از معتبرترین نویسندگان عرصه تولید برنامه‌های تلویزیونی است که، پیش‌تر ترجمه کتاب «تکنیک‌های تولید تلویزیونی» از او توسط انتشارات سروش چاپ شده است.

این‌مولف در کتاب «تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» فنونی کارآمد و در عین حال مبتنی بر دریافت و فهم را برای نورپردازان سینما و تلویزیون تشریح کرده است. او می‌گوید کتابش را به این قصد و نیت تدوین کرده که مخاطب را در کنجکاوی، تجربه و آشنایی با دنیای بیکران نورپردازی یاری کند.

فصل‌های کتاب پیش‌رو عبارتند از: ماهیت نور، چشم و جهان مرئی، اصول اساسی نورپردازی، ابزارهای نورپردازی، چهره‌پردازی، روش چهره‌پردازی در حال حرکت، طبیعت بیجان، نورپردازی برانگیزنده، نورپردازی صحنه، تکنیک‌های سینما و تلویزیون، جلوه‌ها، کنترل تصویر، و سه ضمیمه شدت‌های نوری نمونه‌وار، فرمول، و اتصالات کابل.

چاپ هشتم این‌کتاب با ۵۴۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۶۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...