کتاب «تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» [The technique of lighting for television and motion pictures] نوشته جرالد میلرسون [Gerald Millerson] با ترجمه حمید احمد لاری و فؤاد نجف‌زاده توسط انتشارات سروش به چاپ هشتم رسید.

تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» [The technique of lighting for television and motion pictures] نوشته جرالد میلرسون [Gerald Millerson]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، جرالد میلرسون نویسنده این‌کتاب، سَر ویراستار سلسله کتاب‌هایMedia Manual یکی از معتبرترین نویسندگان عرصه تولید برنامه‌های تلویزیونی است که، پیش‌تر ترجمه کتاب «تکنیک‌های تولید تلویزیونی» از او توسط انتشارات سروش چاپ شده است.

این‌مولف در کتاب «تکنیک نورپردازی در تلویزیون و سینما» فنونی کارآمد و در عین حال مبتنی بر دریافت و فهم را برای نورپردازان سینما و تلویزیون تشریح کرده است. او می‌گوید کتابش را به این قصد و نیت تدوین کرده که مخاطب را در کنجکاوی، تجربه و آشنایی با دنیای بیکران نورپردازی یاری کند.

فصل‌های کتاب پیش‌رو عبارتند از: ماهیت نور، چشم و جهان مرئی، اصول اساسی نورپردازی، ابزارهای نورپردازی، چهره‌پردازی، روش چهره‌پردازی در حال حرکت، طبیعت بیجان، نورپردازی برانگیزنده، نورپردازی صحنه، تکنیک‌های سینما و تلویزیون، جلوه‌ها، کنترل تصویر، و سه ضمیمه شدت‌های نوری نمونه‌وار، فرمول، و اتصالات کابل.

چاپ هشتم این‌کتاب با ۵۴۴ صفحه، شمارگان هزار نسخه و قیمت ۶۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...