کتاب «نقشمایه‌های ایرانی» نوشته مسعود تذهیبی و فریده شهبازی توسط انتشارات سروش به چاپ پانزدهم رسید.

نقشمایه‌های ایرانی مسعود تذهیبی و فریده شهبازی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نقشمایه‌های ایرانی»با ترجمه امیرجلال‌الدین اعلم به‌تازگی توسط انتشارات سروش به چاپ پانزدهم رسیده است.

نقشمایه یا موتیف «جزئی» است که صفات و خصوصیات «کل» را دارد. در این‌کتاب گوشه‌ای از دقت و توجه هنرمندان هنر تجسمی ایرانی در دوره‌های مختلف تاریخ که به‌صورت شکل‌هایی ساده و پرمایه در گوشه و کنار کشور بر سطح بناها یا بدنه اشیاء دست‌ساز نقش بسته گردآوری و بازسازی تصویری شده است.

مطالب این‌کتاب در سه بخش موضوعی «نقش‌های تزئینی با فرم بسته»، «نقش‌های ملهم از جانوران» و «نقش‌های تزئینی گسترش‌پذیر» همراه با ۲۸۰ نقشمایه ارائه شده‌اند.

چاپ پانزدهم این‌کتاب با ۱۰۳ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۴۵ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...