چاپ چهارم کتاب «اقتصاد را تسخیر کنید! به چالش کشیدن نظام سرمایه‌داری» [Occupy the economy challenging capitalism] ریچارد ولف [Richard D. Wolff] در گفت‌وگو با دیوید بارسامیان [David Barsamian] با ترجمه مهرداد (خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی توسط نشر اختران منتشر شد.

اقتصاد را تسخیر کنید! به چالش کشیدن نظام سرمایه‌داری» [Occupy the economy challenging capitalism] ریچارد ولف [Richard D. Wolff] گفت‌وگو با دیوید بارسامیان [David Barsamian]

به گزارش خبرنگار مهر، نشر اختران چهارمین چاپ کتاب «اقتصاد را تسخیر کنید!» را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۹۲ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان منتشر کرد. چاپ پیشین (سوم) این کتاب سال ۱۳۹۹ با شمارگان ۳۰۰ نسخه، ۱۹۲ صفحه و بهای ۲۸ هزار تومان منتشر شده بود. چاپ نخست این کتاب سال ۹۴ با شمارگان هزار نسخه و بهای ۱۴ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفت. کتاب سه فصل دارد با این عناوین: «دلمشغولی‌ها»، «جنبش تسخیر و بحران اقتصادی» و «اقتصاد را تسخیر کنید». پیوست کتاب نیز «مرامنامه دموکراسی اقتصادی و عقلانیت زیست‌بومی» نام دارد.

هرچند که در جامعه آمریکا تاکیدی بر عدم نقد نمی‌شود، اما نقد سرمایه‌داری یکی از خط قرمزها در جامعه به ظاهر آزاد ایالات متحده است. این حاشیه امنیت مقابل نقد و بحث به محرک‌ها و گرایش‌های منفی نظام سرمایه‌داری در ایالات متحده پروبال داده است. این امر به‌طور جدی بعد از «جنبش تسخیر» پا گرفت. اگرچه منتقدان سرمایه‌داری نتوانستند همچون جریان رقیب عمل کنند، متفکران رادیکال آمریکایی بعد از بحران سال ٢٠٠٨، خاصه از اواخر سال ٢٠١١ به صورت جدی به تحلیل و بحث درباره نظام سرمایه‌داری پرداختند. ازجمله متفکران آمریکایی که در این سال‌ها علیه سرمایه‌داری نوشته و راه‌های خروج از آن را تحلیل کرده، ریچارد ولف است.

کتاب «اقتصاد را تسخیر کنید» حاصل گفت‌وگوی ریچارد ولف با دیوید بارسامیان، خبرنگار فعال اقتصادی است که از مشکلات اقتصاد امروز در سطح جهانی و اهمیت جنبش تسخیر وال‌استریت می‌گوید. ولف با زبانی ساده مهم‌ترین وجوه عملکرد نظام اقتصادی آمریکا را توضیح می‌دهد. در این کتاب تلاش شده تصویر روشن‌تری از فرایندهای جاری اقتصادی و سیاسی آمریکا و جهان مبتنی‌بر حاکمیت مطلق سرمایه انحصاری ارائه شود که کلید درک دنیای امروز است. ولف در این کتاب بحران‌های پیاپی نظام سرمایه‌داری و وجود نهایت فقر و ثروت در جوامع انسانی را برجسته می‌کند و از جایگاه نامشخص طبقه متوسط آمریکا می‌گوید.

پاسخ‌های ولف در کتاب حاضر نشان می‌دهد ناکامی ضابطه‌گذاری‌های دولتی، نابرابری‌های فزاینده در درآمد و ثروت، حذف اصلاحات نوین روزولت که پس از جنگ جهانی دوم اعمال شد و به موازات آن تحمیل برنامه‌های ریاضت جمعی از سوی دولت‌های اروپایی و ایالات متحده و بسیاری جنبه‌های دیگر بحران سال ٢٠٠٧ ماحصل این یا آن رویداد مشخص تاریخی یا نتیجه عمل این یا آن کنش‌گر اقتصادی نیست، بلکه ناشی از نحوه کار نظام سرمایه‌داری است. ولف در کتاب حاضر نشان می‌دهد چگونه نظام سرمایه‌داری تولید را به‌نحو بسیار ویژه‌ای سازمان‌دهی می‌کند: «سودهای بنگاه‌ها که دیگران می‌برند و استفاده می‌کنند دسترنج توده‌های زحمتکش است.»

کتاب حاضر با بررسی ریشه‌های نابرابری چهل سال گذشته آمریکا، به تأثیرات بحران اقتصادی بر ساختار خانواده و ورود ضربه‌های روانی سنگین به افراد و گروه‌های پایین‌دست جامعه می‌پردازد و نشان می‌دهد بدون وجود یک جنبش مطالباتی پیگیر، هیچ دورنمایی برای خلاصی از بحران وجود ندارد. همچنین ولف در پاسخ به پرسش‌های خبرنگار توضیح می‌دهد چطور این بحران ظرف چندساعت قاره‌ها را می‌پیماید و چگونه ورشکستگی این بنگاه یا آن بانک که آغازگر سلسله‌فروپاشی‌های سیستم مالی جهانی بوده اهمیت خود را از دست می‌دهد. ولف از این طریق جنبه‌های دیگری از جنبش تسخیر را برجسته می‌کند که در نظرش نقطه پایانی بود بر عذر و بهانه‌های نظام سرمایه‌داری. او تأکید دارد انتظار کمک از بالا به پایین در دوران تمرکز گسترده ثروت در دست اقلیت یک‌درصدی بی‌فایده است. ولف راه چاره را در دموکراسی اقتصادی و بازسازماندهی محیط کار می‌داند.

در نظر او مهم‌تر از برنامه اشتغال باید بنگاه‌ها را دموکراتیزه کرد تا از این طریق بر نظامی اقتصادی که در آن همه بنگاه‌های تأمین‌کننده کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه غیردموکراتیک سازماندهی می‌شوند نقطه پایان گذاشت. مرکز بحث او در غلبه سرمایه‌داری بر دموکراسی است. او ریشه همه مشکلات را در این می‌بیند که اکثریت مردم باید با پیامدهای تصمیمی سر کنند که هیچ مشارکتی در آنها نداشته‌اند. به همین دلیل بر ضرورت گام‌هایی علمی و فوری در راه تحقق دموکراسی اقتصادی تأکید دارد. او معتقد است برای مقابله با بیکاری و فقر گسترده، پراتلاف و بی‌رحمانه باید محیط‌های کار را سازماندهی دموکراتیک کرد.

................ هر روز با کتاب ...............

شناخت ما از خودمان را معطوف به نوشته‌های غیرایرانی کردند... سرنوشت تاسیس پارلمان در ایران با مشاهدات سفرنامه‌نویسان گره خورده... مفهوم و کارکرد پارلمان در اواخر دوره ناصری... مردم بیشتر پیرو و تابع بودند، یعنی متابعت و اطاعت از دالِّ سیاسی مرکز قدرت، امری پذیرفته شده تلقی می‌شده ... مشورت برای نخبگان ایرانی اغلب جنبه تاسیسی نداشته و تنها برای تایید، ‌همفکری و یاری‌دهندگی به شاه مورد استفاده قرار می‌گرفته... گفت‌وگو و تعاملی بین روشنفکران ملی‌گرا و روحانیون مشروطه‌خواه ...
با خنده به دنیا آمده است... به او لقب سفیر شادی، خنده و گشاده‌رویی می‌دهند... از لرزش بال حشره‌ای تا آه زنی در حسرت عشق را می‌تواند بشناسد و تحلیل کند... شخصیتی که او به‌عنوان معجزه‌گر در روابط انسانی معرفی می‌کند و قدرت‌اش را در برقراری و درک ارتباط با آدم‌ها و سایر موجودات به‌تفصیل نشان می‌دهد، در زندگی شخصی خود عاجز از رسیدن به تفاهم است ...
سرچشمه‌های ایران‌دوستی متعدد هستند... رفتار دوربین شعیبی در مکان مقدسی مثل حرم، رفتاری سکولاریستی است... جامعه ما اما جامعه بیماری است و این بیماری عمدتا محصول نگاه سیاسی است. به این معنا که اگر گرایش‌های دینی داری حتما دولتی و حکومتی هستی و اگر می‌خواهی روشنفکر باشی باید از دین فاصله بگیری... در تاریخ معاصر همین روس‌ها که الان همه تکریم‌شان می‌کنند و نباید از گل نازک‌تر به آنها گفت، گنبد امام رضا (ع) را به توپ بستند اما حرم امن ماند ...
با بهره‌گیری از تکنیک کات‌آپ و ‌تکه‌تکه کردن روایت، متن‌هایی به‌ظاهر بریده‌ و ‌بی‌ربط را نوشته ‌است، تکه­‌هایی که در نهایت همچون پازلی نامرئی خواننده را در برابر قدرت خود مبهوت می‌کند... با ژستی خیرخواهانه و گفتاری مبتنی بر علم از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کند... مواد مخدر به نوعی تسلط و کنترل سیستم بدن ‌ِفرد معتاد را در دست می‌گیرد؛ درست مانند نظام کنترلی که شهروندان بدون آن احساس می‌کنند ناخوش‌اند، شهروندانی محتاج سرکوب امیال­شان... تبعید‌گاهی‌ پهناور است که در یک کلمه خلاصه می‌شود: مصونیت ...
آمریکایی‌ها از این شرایط بسیار بیمناک بودند و فکر می‌کردند ممکن است در ایران هم یک حکومت کمونیستی دایر شود... کیانوری به مصدق پیغام داده بود که اگر شما موافقت کنید می‌توانیم کودتا را خنثی کنیم... مصدق خودش را قربانی کرد ... حزب توده ایران و همه احزاب کمونیستی به‌خصوص در جهان‌سوم این اشکال را از اول داشتند که برای استالین جایگاه دیگری قائل بودند و او را مثل بُت می‌پرستیدند... حضور مستشاران آمریکایی یکی از بهانه‌های حزب توده در کارشکنی به ضد مصدق بود ...